شرح و تفسير اى فرماندار ! از شركت در ميهمانىهاى اشرافى بپرهيز !
امام عليه السلام در هفتمين و آخرين بخش از اين نامهء پر معنا توصيف بليغى دربارهء انسانهاى كامل و به تعبير ديگر « حزب اللَّه » دارد ، حضرت سه عمل و چهار صفت را براى آنها بيان مىكند و مىفرمايد : « خوشا به حال آن كس كه وظيفهء واجب خود را در برابر پروردگارش انجام داده و مشكلات را با تحمل از ميان برداشته و خواب را در ( بخشى از ) شب كنار گذارده و آنگاه كه بر او غلبه كند روى زمين دراز كشد و كف دست را بالش خود كند ( و مختصرى استراحت نمايد ) » ؛
( طُوبَى « 1 » لِنَفْسٍ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا ، وَعَرَكَتْ « 2 » بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا « 3 » وَهَجَرَتْ
فِي اللَّيْلِ غُمْضَهَا « 4 » ، حَتَّى إِذَا غَلَبَ الْكَرَى « 5 » عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا وَتَوَسَّدَتْ « 6 » كَفَّهَا ) .
اشاره به اينكه كسانى محبوب درگاه پروردگار هستند كه به هنگام روز به انجام فرايض و تكاليف فردى و اجتماعى مىپردازند و به هنگام شب با خداى خود خلوت مىكنند و به در خانهء او مىروند و به راز و نياز و مناجات مىپردازند و هنگامى كه خواب بر آنها غلبه مىكند به استراحت مختصرى قناعت مىكنند آن هم نه در رختخوابهاى گران قيمت و بر بالشهاى نرم ، بلكه بر زمين دراز مىكشند و دست را بالش خود قرار مىدهند .
هامش
( 1 ) . « طُوبى » مؤنث « اطْيب » است و مفهوم گستردهاى دارد كه پاكيزهترين و بهترين همهء نيكىها را شاملمىشود و در اين گونه موارد شبيه دعاست كه براى افرادى گفته مىشود .
( 2 ) . « عَرَكَت » از ريشهء « عَرْك » بر وزن « أرك » در اصل به معناى مالش دادن است سپس به تأثيرگذارى بر هر چيزى كه در نتيجه نابود شود و از بين رود اطلاق شده است .
( 3 ) . « بُؤس » به معناى هرگونه ناراحتى در مقابل نعمت و راحتى است .
( 4 ) . « غُمْض » اين واژه از « غُموض » گرفته شده كه به معناى چشمپوشى و ديده بر هم نهادن و مخفى شدن است سپس به حالت خواب كه انسان در آن حالت ديده بر هم مىنهد اطلاق شده و در جملهء بالا همين معنا اراده شده است .
( 5 ) . « كَرَى » به معناى خواب و خوابيدن است .
( 6 ) . « توسّد » از ريشهء « وسادة » به معناى بالش گرفته شده است .