سپس براى تأكيد بر شجاعت خود مىفرمايد : « ( و به حول و قوّهء الهى چنان شجاعم كه ) به خدا سوگند اگر همهء عرب براى نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند ، من از ميدان مبارزهء با آنها روى بر نمىگردانم ( و در برابر آنها مىايستم تا پيروز شوم يا شربت شهادت بنوشم ) » ؛
( وَاللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا ) .
مانند اين سخن از كسى شنيده نشده است و به يقين على عليه السلام مرد مبالغه نيست و آنچه مىگويد عين واقعيّت است . در ميدانهاى نبرد هم اين حقيقت را اثبات كرده است ؛ از ميدان بدر گرفته تا احد و خندق و غزوات ديگر . على بن ابىطالب كسى بود كه هرگز پشت به دشمن نكرد و از فزونى لشكر دشمن نترسيد تا آنجا كه
« كَرَّارٌ غَيْرُ فَرَّارٍ »
لقب گرفت .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين سخن را در داستان فتح خيبر بعد از آنكه ديگران رفتند و كارى براى فتح قلعههاى خيبر انجام ندادند فرمود :
« لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كَرَّارٌ غَيْرُ فَرَّارٍ لَايَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ ؛
فردا پرچم را به دست كسى خواهم داد كه خدا و پيامبرش او را دوست دارند پيوسته به دشمن حمله مىكند و هرگز فرار نخواهد كرد و خداوند به دست او اين قلعهها را فتح مىكند » . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام در آخرين و چهارمين نكتهء اين بخش از نامه مىفرمايد : « و اگر فرصت دست دهد كه بر گردن گردنكشان عرب مسلّط شوم ، به سرعت بهسوى آنها ( براى پيكار ) خواهم شتافت و به زودى تلاش مىكنم كه زمين را از اين شخص معكوس و جسم واژگونه ( معاويه ) پاك سازم تا خاك و سنگريزه از ميان دانههاى درو شده خارج شود ( و جامعهء اسلامى پاك و خالص گردد ) » ؛
( وَلَوْ أَمْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَيْهَا . وَسَأَجْهَدُ فِي أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 31 ص 259 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 56 .