شما چنين مىگويد : هرگاه اين ( دو قرص نان ) تنها خوراك فرزند ابوطالب باشد ، بايد ضعف و ناتوانىِ جسمى او را از پيكار با همآوردان و مبارزهء با شجاعان باز داشته باشد » ؛
( وَكَأَنِّي بِقَائِلِكُمْ يَقُولُ : « إِذَا كَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِيطَالِبٍ ، فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ ، وَمُنَازَلَةِ « 1 » الشُّجْعَانِ » ) .
اين يك ذهنيت همگانى است كه مردم در ميان نيروى جسمانى و غذاهاى چرب و شيرين رابطهاى قائل هستند ، بنابراين اگر كسى تنها به نان جو و مانند آن قناعت كند بايد ضعف ، وجود او را فرا گيرد و نتواند در ميدان نبرد هنرنمايى كند .
امام عليه السلام با ذكر دو مثال پاسخ زيبا و گويايى به اين اشكال مىدهد و مىفرمايد :
« ولى آگاه باشيد ! درخت بيابانى ( كه آب و غذاى كمترى به آن مىرسد ) چوبش قوىتر است اما درختان سرسبز ( كه همواره در كنار آب قرار دارند ) پوستشان نازكتر ( و كمدوامتر ) اند و گياهان و بوتههايى كه جز با آب باران سيراب نمىشوند چوبشان قوىتر و آتششان شعلهورتر و پردوامتر است » ؛
( أَلَا وَإِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً ، وَالرَّوَاتِعَ « 2 » الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً ، وَالنَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ « 3 »
أَقْوَى وَقُوداً « 4 » وَأَبْطَأُ خُمُوداً « 5 » ) .
« شجره » اشاره به درختان و « نابتات » اشاره به بوتههاست ؛ هر دو اگر در بيابانهاى خشك و كمآب پرورش پيدا كنند بسيار مقاومند در حالى كه هر يك از آنها اگر بر لب نهرها برويد و دائما از آب كافى برخوردار باشد بسيار كمدوامتر
هامش
( 1 ) . « مُنازَلَة » به معناى پيكار و جنگ است . از ريشهء « نزول » آمده كه شخص جنگجو در برابر حريف خود نزول و پيكار مىكند .
( 2 ) . « الرّواتِع » جمع « راتع » در اينجا به معناى درخت شاداب و خرم است ، از ريشهء « رَتْع » بر وزن « نفع » به معناىچريدن در مرتع است .
( 3 ) . « العِذْية » به سرزمينى مىگويند كه دور از آب باشد و جز از آب باران سيراب نگردد .
( 4 ) . « وَقُود » به معناى هيزم است .
( 5 ) . « خُمُود » به معناى خاموش شدن آتش است سپس به هرگونه فروكش كردن فعاليتى اطلاق شده است .