نباشد و به حال خود رها شود و سوم اينكه هدف ، بازى و سرگرمى باشد و چهارم اينكه عامل ضلالت و گمراهى ديگران شود و پنجم اينكه خودش در وادى سرگردانى گام بگذارد . هنگامى كه اين امور نفى شد ، نتيجه گرفته مىشود كه انسان براى هدفى عالى آفريده شده كه آن چيزى جز قرب به خدا و تكامل فضايل انسانى نيست و به يقين اگر آفرينش اين عالم و اين همه نعمتها و مواهب الهى هدفى جز اين داشته باشد لغو و بر خلاف حكمت است و خداوند حكيم هرگز اين اهداف بىارزش و باطل را كه با حكمت او سازگار نيست مورد توجّه قرار نمىدهد .
اين سخنان مولا در واقع برگرفته از آيات قرآن مجيد است آنجا كه مىفرمايد :
« « أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى * أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّنْ مَّنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى * فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى » ؛ آيا انسان گمان مىكند بىهدف رها مىشود * آيا او نطفهاى از منى كه در رحم ريخته مىشود نبود ؟ ! * سپس به صورت خون بسته درآمد ، و خداوند او را آفريد و موزون ساخت * و از آن ، دو زوجِ مرد و زن آفريد » . « 1 »
بديهى است خدايى كه اين مراحل خلقت را با اين همه شگفتىها براى انسان قرار داده هدفى بزرگ از آن داشته است .
در جاى ديگر مىفرمايد : « « أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » ؛ آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم ، و به سوى ما باز گردانده نمىشويد » . « 2 »
سپس امام عليه السلام به بيان نكتهء سوم در ارتباط با سخنان سابقش مىپردازد و به اصطلاح به اشكال مقدّرى پاسخ مىگويد و مىفرمايد : « گويا مىبينم گويندهاى از
هامش
( 1 ) . قيامت ، آيهء 36 - / 39 .
( 2 ) . مومنون ، آيهء 115 .