الْمَرْبُوطَةِ « 1 » ، هَمُّهَا عَلَفُهَا ، أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا « 2 » ، تَكْتَرِشُ « 3 » مِنْ أَعْلَافِهَا ، وَتَلْهُو
عَمَّا يُرَادُ بِهَا ) .
به راستى گروهى در اين جهان همانند چهارپايانند ؛ جمعى مرفه و ثروتمند بىخبر و بىدرد همچون حيوانات پرواريند كه غذاى فراوان در اطراف آنها ريخته شده است و گروهى كمدرآمد امّا كاملًا دنياطلب همچون حيواناتى كه در چراگاه در جستجوى علف هستند و به يقين هر دو مذمومند ؛ هرچند يكى از ديگرى نكوهيدهتر است و عجب اينكه هيچ يك از اين دو گروه حيوانات از سرنوشت خود آگاهى ندارند كه فردا يا ذبح مىشوند و از گوشتشان استفاده مىشود يا براى باركشى از آنها بهره مىگيرند .
سپس در دومين نكته مىفرمايد : « ( من آفريده نشدهام ) كه بيهوده رها شوم يا تنها براى بازى و سرگرمى واگذارده شده باشم يا سررشتهدار ريسمان گمراهى گردم و يا در طريق سرگردانى قدم بگذارم » ؛
( أَوْ أُتْرَكَ سُدًى « 4 » أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً ، أَوْ
أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ ، أَوْ أَعْتَسِفَ « 5 » طَرِيقَ الْمَتَاهَةِ ! « 6 » ) .
امام عليه السلام در اين قسمت از سخنان خود پنج موضوع را در مورد هدف آفرينش انسان نفى مىكند : نخست اينكه همچون حيوانات پروارى يا بيابانى باشد كه فقط به خورد و خوراك بپردازد و ديگر اينكه هيچ هدفى از آفرينش او در كار
هامش
( 1 ) . « المربوطة » در اينجا به معناى حيوانى است كه براى پروار مىبندند .
( 2 ) . « تَقَمُّمْ » به معناى برگرفتن تمام آنچه در سفره و خوردن آن است و در اصل از ريشهء « قَمّ » بر وزن « غمّ » به معناى رفت و رو كردن خانه و همچنين برچيدن گياهان به طور كامل به وسيلهء لبهاى حيوان گرفته شده است .
( 3 ) . « تَكْتَرشُ » در اصل از ريشهء « كَرَش » بر وزن « كرج » و از ريشهء « كَرِش » بر وزن « جهش » به معناى معدهء حيوانات گرفته شده ، بنابراين « اكتراش » به معناى پر كردن معده است .
( 4 ) . « سُدًى » به معناى باطل و بيهوده است .
( 5 ) . « اعْتَسِفُ » از ريشهء « اعتساف » به معناى انجام كارى بدون فكر و هدايت و اراده است و به معناى انحراف از جاده نيز آمده است .
( 6 ) . « المَتاهَة » اسم مكان است از ريشهء « تيه » به معناى سرگردانى و ضلالت گرفته شده است .