جمله اشاره به همان است . بعضى گفتهاند معناى
« تَحِنُّ إِلَى الْقِدِّ »
اشاره به ضربالمثل معروفى است كه مردم مىگويند فلان كس از گرسنگى پوست شكمش به پشتش چسبيده بود ( قِدّ به معناى پوست و « تَحِنُّ » به معناى مايل شدن تفسير شده ) بعضى نيز « قد » را به معناى گوشتهاى قطعه قطعهاى تفسير كردهاند كه گاهى عربها در برابر آفتاب سوزان خشك و آن را براى روز مبادا ذخيره مىكردند ؛ ولى تفسير اوّل مناسبتر به نظر مىرسد .
در هر صورت ممكن است تفسيرها جنبهء واقعى و يا مبالغه داشته باشد .
به گفتهء شاعر فارسى زبان كه آن را در داستان يك قحطسالى شديد در دمشق سروده است :
من از بىنوايى نيم روى زرد * غم بى نوايان رخم زرد كرد
كه مرد ار چه برساحل است اى رفيق * نياسايد و دوستانش غريق
نخواهد كه بيند خردمند ريش * نه بر عضو مردم نه بر عضو خويش
آنگاه امام عليه السلام براى توضيح و تفسير بيشتر بيان ديگرى دارند و مىفرمايد :
« آيا من به همين قناعت كنم كه گفته شود من امير مؤمنانم ؛ امّا با آنها در سختىهاى روزگار شركت نكنم و اسوه و مقتدايشان در ناگوارىهاى زندگى نباشم » ؛
( أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ : هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ، وَلَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ ، أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ « 1 » الْعَيْشِ ! ) .
امام عليه السلام در مجموع براى ساده زيستى خود سه حكمت ذكر فرموده است :
نخست به ياد حساب و كتاب روز قيامت بودن و در نتيجه زاهدانه زيستن و ديگر مسئوليّت زمامدارى و اينكه در زمانى كه وضع مادّى مردم خوب نيست ، پيشواى جمعيت براى مواسات با آنها سادهترين زندگى را انتخاب كند تا لااقل تقويت روانى براى محرومان باشد و بگويند اگر لباس ما مثلًا كرباس است ، شبيه
هامش
( 1 ) . « جُشُوبَة » به معناى خشونت و ناگوارى است .