تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ ، وَلَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ - ) . همان‌گونه كه اشاره شده ، امام عليه السلام در اينجا به وظيفهء سنگين زمامداران و حاكمان كشورهاى اسلامى اشاره مىكند كه آنها نبايد به سراغ غذاهاى لذيذ و لباس‌هاى فاخر بروند در حالى كه مىدانند يا احتمال مىدهند در گوشه و كنار ، افرادى گرسنه و برهنه هستند . آن‌گاه امام عليه السلام اشاره به جنبه‌هاى عاطفى اين مسأله مىكند كه در واقع چهرهء سومى از اين موضوع است . مىفرمايد : « آيا من با شكمى سير بخوابم در حالى كه در اطراف من شكم‌هاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشد و يا چنان باشم كه آن شاعر گفته است : اين درد تو را بس كه با شكم سير بخوابى در حالى كه در اطراف تو شكم‌هاى گرسنه‌اى است كه آرزوى قطعه پوستى براى خوردن دارد ! » ؛ ( أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً « 1 » وَحَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى « 2 » ، وَأَكْبَادٌ حَرَّى « 3 » ، أَوْ أَكُونَ كَمَا قَالَ الْقَائِلُ :
وَحَسْبُكَ دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَةٍ « 4 » * وَحَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ « 5 » إِلَى الْقِدِّ ! « 6 » ) .
جملهء « وَحَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِدِّ » را بيشتر شارحان نهج‌البلاغه همان‌گونه كه در بالا آمده تفسير كرده و گفته‌اند در سال‌هاى قحطى گاه وضع گرسنگان به جايى مىرسيد كه پوست‌هاى دباغى نشدهء حيوانات را نيز مىخوردند و اين
هامش
( 1 ) . « مِبْطان » به معناى كسى است كه شكمش پر از غذا باشد از ريشهء « بَطْن » به معناى شكم گرفته شده اين واژه‌صيغهء مبالغه است . ( 2 ) . « غَرْثى » به معناى گرسنه است ( صيغهء مفرد مؤنث و صفت براى بطون ) . ( 3 ) . « حَرّى » به معناى شخص تشنه است از ريشهء « حرارت » گرفته شده است . ( 4 ) . « بِطْنَة » پرخورى ( از ريشهء « بَطن » به معناى شكم گرفته شده است ) ( 5 ) . « تَحِنُّ » از ريشهء « حَنين » به معناى تمايل و عطف توجّه به چيزى است ( 6 ) . « قِدّ » به معناى پوست يا پوسته‌اى است شبيه مشك كه در آن چيزى مىريزند و گاه به قطعات گوشت خشكيده‌اى كه در آن مىريزند نيز « قِدّ » گفته شده است . اين شعر به حاتم طايى سخاوتمند معروف عرب نسبت داده شده است ( شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 288 )