شوند ، لذا نمايندهاى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرستادند و اظهار داشتند با ما نيز مانند اهل خيبر رفتار كنيد و با گرفتن نصف املاك فدك صلح كنيد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز پذيرفت ، به اين ترتيب فدك بدون جنگ و خونريزى در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت . « 1 »
در شواهد التنزيل حسكانى آمده است كه ابن عباس مىگويد : هنگامى كه آيهء « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » « 2 » نازل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله فدك را به فاطمه عليها السلام داد . « 3 »
شوكانى هم در تفسيرش شبيه همين معنا را نقل كرده است . « 4 »
فدك بعد از اين ماجرا در اختيار كارگزاران حضرت فاطمه عليها السلام قرار گرفت ، بنابراين به فرض كه فدك جنبهء بخشش داشته باشد ، مسألهء قبض و تحويل آن به حضرت فاطمه عليها السلام حاصل شده است و جملهء
« بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ »
كه در نامهء فوق آمده بود نيز شاهد بر اين معناست . همانگونه كه جملهء « إنّ أبابَكْرَ انْتَزَعَ مِنْ فاطِمَةَ فَدَكاً ؛ ابو بكر فدك را از فاطمه گرفت » كه در كتاب تاريخ المدينة المنورة « 5 » آمده است شاهد ديگرى بر اين مدعاست .
عجب اينكه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله خليفهء اوّل بىهيچ مقدمهاى فدك را از تصرف آن حضرت خارج ساخت و در اختيار خود گرفت كه اميرمؤمنان و فاطمهء زهرا عليها السلام به اين عمل شديداً اعتراض كردند ؛ ولى ابوبكر در پاسخ گفت :
چه كسى گواهى مىدهد كه فدك مال فاطمه است ؟
على عليه السلام در پاسخ گفت : اگر من مدعى مالى باشم كه در تصرف مسلمانى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 154 .
( 2 ) . اين آيه 26 از سورهء اسراء است كه به تصريح علماى اهل سنّت مدنى است ، هرچند آيهء « فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ » ( روم ، آيهء 38 ) به عقيدهء جمعى مكّى است . بعضى بدون توجّه به تفاوت اين دو آيه ، مكّى بودن آيهء دوم را بهانه براى نفى جريان فدك دانستهاند .
( 3 ) . شواهد التنزيل ، ص 168 .
( 4 ) . تفسير فتح القدير ، ج 3 ، ص 224 .
( 5 ) . ج 1 ، ص 199 .