تقوا رياضت مىدهم و رام مىسازم تا در آن روز ترسناكِ عظيم ، با امنيّت وارد ( صحنهء قيامت ) شود و در كنار لغزشگاهها ثابت قدم باشد » ؛
( وَإِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ ، وَتَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ « 1 » ) .
حقيقت رياضت رام ساختن است كه گاه در مورد حيوانات چموش به كار مىرود و گاه در مورد نفس سركش و امروز اين واژه به معناى ورزش به كار مىرود . جالب اينكه امام عليه السلام با آن مقامِ با عظمت و تصفيهء روح و نفس و پيمودن تمام مدارج سير الى اللَّه و رسيدن به مقامى كه جز خدا نبيند ، باز مىفرمايد : من نفس خويش را رياضت مىدهم تا به دو نكته اشاره كند : نخست اينكه هرقدر انسان به خودسازى و رياضت نفس بپردازد نبايد از اينكه اين اژدهاى خفته زمانى بيدار شود و خطرى ايجاد كند ، ايمن باشد و ديگر اينكه وقتى امام با اين مقامات چنين سخنانى را مىگويد ديگران حساب كار خويش را بكنند و هرگز از خطرات نفس سركش غافل نشوند .
اين نكته نيز شايان دقت است كه امام عليه السلام هدف از رياضت نفس را به وسيلهء تقوا ، امنيّت روز قيامت و روز خوف اكبر ، و نجات از لغزشها بر لب پرتگاه دوزخ مىشمارد . اشاره به اينكه اين امنيّت جز در سايهء رياضت نفس حاصل نخواهد شد و در روايات اسلامى آمده است كه جهاد اكبر همين است ؛ جهادى كه از پيكار با دشمنان سرسخت و خطرناك نيز مشكلتر است .
اين سخن در واقع برگرفته از قرآن مجيد است كه مىفرمايد : « « الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُّهْتَدُونَ » ؛ ( آرى ، ) آنها كه ايمان آوردند ، و ايمان خود را با هيچ ستم ( و شرك ) نيالودند ، ايمنى تنها ويژهء آنهاست ؛ و آنها هدايت يافتگانند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . « الْمَزْلَق » به معناى لغزشگاه از ريشهء « زلق » بر وزن « شفق » به معناى لغزيدن است .
( 2 ) . انعام ، آيهء 82 .