اشاره به اينكه قبر را معمولًا به صورت حفرهء كوچكى مىسازند كه تنها جسم انسان در آن جاى مىگيرد حتى گاهى به زحمت بدن ميت را در آن وارد مىكنند و به فرض كه حفر كنندهء قبر خودش يا با سفارش بازماندگان ، قبر را به طور وسيع حفر كند باز سودى ندارد ، زيرا ناچار بايد آن را با سنگ و كلوخ پر كنند و تمام روزنههاى آن را بپوشانند . انسانى كه سرنوشتش چنين است دلبستگيش به مال دنيا و باغها و زينتهاى زراعتى و قصرها چه مفهومى دارد ؟
اگر در روايات آمده است كه به هنگام غم و اندوه به زيارت اهل قبور برويد تا غم و اندوهتان بر طرف شود ، ممكن است ناظر به همين مطلب باشد كه غم و اندوهها معمولًا براى مال و مقام دنياست . هنگامى كه انسان آخرين منزل خود را در آنجا مىبيند و متوجه مىشود روزى با همهء اين مال و مقام بايد خداحافظى كند و تنها با چند قطعهء كفن ، رخت از اين دنيا بربندد اندوهش زايل مىگردد .
مرحوم محقّق تسترى در اينجا داستانى از مرحوم سيد نعمت اللَّه جزايرى نقل مىكند كه ممكن است جنبهء تمثيل داشته باشد مىگويد : دو نفر بر سر مالكيّت خانهاى باهم نزاع داشتند كه ناگهان خشتى از يكى از ديوارهايش فرو افتاد و زبان گشود و گفت : مرا كه مىبينيد در اصل پادشاهى از پادشاهان زمين بودم ، هزار سال حكومت كردم هنگامى كه خاك شدم هزار سال بر من گذشت كه خشت زنى خاك مرا گرفت و تبديل به خشت كرد و هزار سال بر من گذشت سپس مرا در اين بنا مدتى پيش از اين به كار بردند با اين حال چرا شما دربارهء اين خانه به نزاع برخاستهايد . فكر نمىكنيد آيندهء خود شما چگونه خواهد بود ؟ « 1 »
آنگاه امام عليه السلام به بيان درسى پر فايده براى طى كردن مسير الى اللَّه و نجات يومالمعاد مىپردازد و مىفرمايد : « جز اين نيست كه من نفس ( سركش ) خود را با
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء مرحوم تسترى ، ج 5 ، ص 340 .