تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
اشاره به اينكه قبر را معمولًا به صورت حفرهء كوچكى مىسازند كه تنها جسم انسان در آن جاى مىگيرد حتى گاهى به زحمت بدن ميت را در آن وارد مىكنند و به فرض كه حفر كنندهء قبر خودش يا با سفارش بازماندگان ، قبر را به طور وسيع حفر كند باز سودى ندارد ، زيرا ناچار بايد آن را با سنگ و كلوخ پر كنند و تمام روزنه‌هاى آن را بپوشانند . انسانى كه سرنوشتش چنين است دلبستگيش به مال دنيا و باغ‌ها و زينت‌هاى زراعتى و قصرها چه مفهومى دارد ؟ اگر در روايات آمده است كه به هنگام غم و اندوه به زيارت اهل قبور برويد تا غم و اندوهتان بر طرف شود ، ممكن است ناظر به همين مطلب باشد كه غم و اندوه‌ها معمولًا براى مال و مقام دنياست . هنگامى كه انسان آخرين منزل خود را در آنجا مىبيند و متوجه مىشود روزى با همهء اين مال و مقام بايد خداحافظى كند و تنها با چند قطعهء كفن ، رخت از اين دنيا بربندد اندوهش زايل مىگردد . مرحوم محقّق تسترى در اينجا داستانى از مرحوم سيد نعمت اللَّه جزايرى نقل مىكند كه ممكن است جنبهء تمثيل داشته باشد مىگويد : دو نفر بر سر مالكيّت خانه‌اى باهم نزاع داشتند كه ناگهان خشتى از يكى از ديوارهايش فرو افتاد و زبان گشود و گفت : مرا كه مىبينيد در اصل پادشاهى از پادشاهان زمين بودم ، هزار سال حكومت كردم هنگامى كه خاك شدم هزار سال بر من گذشت كه خشت زنى خاك مرا گرفت و تبديل به خشت كرد و هزار سال بر من گذشت سپس مرا در اين بنا مدتى پيش از اين به كار بردند با اين حال چرا شما دربارهء اين خانه به نزاع برخاسته‌ايد . فكر نمىكنيد آيندهء خود شما چگونه خواهد بود ؟ « 1 » آن‌گاه امام عليه السلام به بيان درسى پر فايده براى طى كردن مسير الى اللَّه و نجات يوم‌المعاد مىپردازد و مىفرمايد : « جز اين نيست كه من نفس ( سركش ) خود را با
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء مرحوم تسترى ، ج 5 ، ص 340 .