تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بنىهاشم باشد ممكن است پايه‌هاى حكومت آنها را سست كند . جملهء « سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ » اشاره به بنى هاشم است كه وقتى ديدند مخالفان اصرار بر غصب فدك دارند ادامهء مطالبهء آن را رها ساختند و به اين وسيله بىاعتنايى خود را نسبت به آن نشان دادند . جملهء « نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ » جمله‌اى است بسيار پر معنا و اشاره به ماجراهاى دردناكى است كه در ماجراى فدك واقع شد و امام عليه السلام آن را به داورى الهى در روز قيامت مىسپارد . جالب است بدانيم از امام عليه السلام نقل نشده است كه در دوران حكومتش كه توان باز پس گرداندن فدك را داشت به سراغ آن رفته باشد . آن‌گاه امام عليه السلام براى اينكه كسى تصور نكند دلبستگى خاصى به مسألهء فدك دارد مىفرمايد : « مرا با فدك و غير فدك چكار ؟ در حالى كه جايگاه فرداى هر كس قبر است ؛ قبرى كه در تاريكيش ، آثار او محو و اخبارش ناپديد مىشود » ؛ ( وَمَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَغَيْرِ فَدَكٍ . وَالنَّفْسُ مَظَانُّهَا « 1 » فِي غَدٍ جَدَثٌ « 2 » تَنْقَطِعُ فِي ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا ، وَتَغِيبُ أَخْبَارُهَا ) . سپس به توضيح بيشترى دربارهء قبر كه پايان زندگى انسان به آنجا منتهى مىشود پرداخته مىفرمايد : « حفره‌اى است كه هرچند بر وسعت آن افزوده شود و دست حفر كننده آن را وسعت بخشد ، سرانجام سنگ و كلوخ آن را پر مىكند و خاك‌هاى انباشته تمام روزنه‌هاى آن را مسدود مىسازد » ؛ ( وَحُفْرَةٌ لَوْ زِيدَ فِي فُسْحَتِهَا وَأَوْسَعَتْ يَدَا حَافِرِهَا ، لَأَضْغَطَهَا « 3 » الْحَجَرُ وَالْمَدَرُ « 4 » ، وَسَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاكِمُ ) .
هامش
( 1 ) . « مَظانّ » جمع « مظنة » به معناى مكانى است كه انسان گمان يا اطمينان دارد در آنجا چيزى موجود است . ( 2 ) . « جَدَث » به معناى قبر است . ( 3 ) . « أضْغَطَ » از ريشهء « اضْغات » به معناى فشار آوردن و از ريشهء « ضَغْت » بر وزن « وقت » به معناى فشار گرفته‌شده است . ( 4 ) . « الْمَدَر » به گِل‌هاى سفت به هم چسبيده مىگويند ؛ مانند پاره خشت .