وَالْكَفَافَ وَارْزُقْ مَنْ أَبْغَضَ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ الْمَالَ وَالْوَلَدَ ؛
خداوندا به محمّد و آل او و كسانى كه او و خاندانش را دوست دارند خويشتندارى و به مقدار نياز عنايت كن و كسانى كه محمّد و اهل بيتش را دشمن مىدارند مال ( فراوان ) و فرزندان ( بسيار ) روزى ده » . « 1 »
سرانجام امام عليه السلام در پايان اين نامه اشاره به پايان زندگى و مرگ و حوادث پس از آن مىكند تا روح خفتهء آن فرماندار را بيدار كند و خطرى را كه در كمين اوست به وى نشان دهد مىفرمايد : « بنابراين كمى دست نگه دار ( و انديشه كن ) گويى به پايان زندگى رسيدهاى و در زير خاكها دفن شدهاى و اعمالت به تو عرضه شده است در جايى كه ستمگر فرياد حسرت بر مىدارد و آن كس كه عمر خود را ضايع ساخته ، آرزو مىكند كه به دنيا بازگردد ( و جبران كند ) ؛ ولى زمان فرار نيست ( و تمام راهها بسته است ) » ؛
( فَضَحِّ « 2 » رُوَيْداً ، فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَى « 3 » ،
وَدُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَى « 4 » ، وَعُرِضَتْ عَلَيْكَ أَعْمَالُكَ بِالْمَحَلِّ الَّذِي يُنَادِي الظَّالِمُ فِيهِ
بِالْحَسْرَةِ ، وَيَتَمَنَّى الْمُضَيِّعُ فِيهِ الرَّجْعَةَ « وَلاتَ حِينَ مَناصٍ » « 5 » ) .
امام بزرگوار اين معلم بيدارگر و پيشواى هوشيار ، مخاطب خود را با اين جملههاى كوبنده از خواب غفلت بيدار مىكند . لحظهء مرگ و سپس دفن در زير
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 140 ، ح 3 . در همان باب روايات ديگرى در همين زمينه آمده است .
( 2 ) . « ضَحَّ » صيغهء امر است از ريشهء « تَضْحية » در اصل به معناى به چرا بردن گوسفندان به هنگام بر آمدن آفتاباست و جملهء « فَضَحَّ رُوَيْداً » در جايى گفته مىشد كه منظور اين بود كه گوسفندان را آهسته در چراگاه حركت دهند تا به اندازهء كافى سير شود . سپس اين جمله در مواردى كه منظور دست نگه داشتن و آرام بودن است به كار رفته است .
( 3 ) . « مَدَى » به معناى پايان كار و رسيدن به سنين بالاست .
( 4 ) . « الثَّرى » به معناى خاك است .
( 5 ) . واژه « لاتَ » براى نفى است و در اصل لاء نافيه بوده و تاء تانيث براى تأكيد بر آن افزوده شده است . « مَناص » از ريشهء « نوص » به معناى پناهگاه و فريادرس است مىگويند : عرب هنگامى كه حادثهء سخت و وحشتناكى رخ مى داده مخصوصاً در جنگها اين كلمه را تكرار مىكرد و مىگفت : مناص ، مناص ؛ يعنى پناهگاه كجاست ، پناهگاه كجاست ؟ و چون اين مفهوم با فرار مقارن است گاهى به معناى محل فرار نيز آمده است ، بنابراين جملهء « وَلاتَ حينَ مَناصٍ » مفهومش اين است كه راه فرار و نجات و پناهگاهى نيست .