بدهى . اگر چنين است هر تهمتى مىخواهى بزن والسلام » ؛ ( وَ لَعَمْرِي ، يَا مُعَاوِيَةُ ، لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى « 1 » ، فَتَجَنَّ « 2 » مَا بَدَا لَكَ ، وَ السَّلَامُ ) .
از قضاياى عجيب تاريخ صدر اسلام اين است كه گروهى در زمان عثمان به مخالفت شديد با او برخاستند و حتى در قتل او مستقيم يا غير مستقيم نقش داشتند ؛ ولى بعد از قتل عثمان ناگهان تغيير مسير داده و به خونخواهى او برخاستند و بر كشته شدن مظلومانهء او اشك تمساح ريختند . اين گونه تغيير مسيرها در دنياى سياستهاى مادى ، عجيب نيست ؛ ولى اينها كه دم از اسلام مىزدند چگونه اين اعمال خود را توجيه مىكردند .
ماجراى قتل عثمان از علل شورش بر ضد او گرفته تا حوادثى كه در اين مورد رخ داد و عثمان را مجبور به توبه و كنارهگيرى كردند و اينكه عثمان توبه را پذيرفت اما كنارهگيرى را نپذيرفت و دفاعهايى كه امير مؤمنان على عليه السلام براى حفظ جان او كرد كه مبادا دامنهء فتنه تمام كشور اسلام را فرا بگيرد و همچنين چگونگى قتل عثمان و حوادث بعد از آن ، از مسائل مهمى است كه در تاريخ اسلام بحث شده و دقت در آن مىتواند مسائل زيادى را روشن سازد .
ما در اين باره در بحثهاى گذشته از جمله در جلد اوّل ، در شرح خطبهء شقشقيه ( صفحهء 371 به بعد ) و جلد دوم ذيل خطبهء 30 ( صفحهء 237 تا 241 ) و همچنين ذيل خطبهء 43 ( صفحهء 488 ) مطالبى را ذكر كردهايم .
هامش
( 1 ) . « تتجنى » در اصل از ريشهء « جنايت » گرفته شده و هنگامى كه به باب تفعل ميرود مفهومش اين است كه كسى مىخواهد جنايتى را بر عهدهء ديگرى بگذارد در حالى كه او مرتكب آن نشده است و اين همان مفهوم تهمت است .
( 2 ) . « تجنّ » اين واژه فعل امر است از همان ريشهء « تجنّى » كه قبلًا شرح آن داده شد و مفهوم تمام جمله اين است كه اى معاويه تو خود مىدانى نسبت دادن خون عثمان به من يك تهمت است ، حال كه مىدانى هر چه مىخواهى در اين زمينه بگو .