ديگر ، از شكستها نبايد نااميد گردد .
در نوزدهمين توصيه مىفرمايد : « تباه كردن زاد و توشه نوعى فساد است و سبب فاسد شدن معاد » ؛ ( وَ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّادِ وَ مَفْسَدَةُ الْمَعَادِ ) .
منظور از زاد و توشه در اينجا همان زاد و توشهء تقوا براى سفر آخرت است كه اگر انسان آن را از دست دهد آخرت او تباه خواهد شد .
در بيستمين توصيه مىفرمايد : « هر كارى سرانجامى دارد ( بايد مراقب سرانجام آن بود ) » ؛ ( وَ لِكُلِّ أَمْرٍ عَاقِبَةٌ ) .
اشاره به اينكه انسان هنگامى كه دست به كارى مىزند بايد در عاقبت آن بينديشد و بىحساب و كتاب اقدام نكند ؛ اگر عاقبت آن نيك است در انجام آن بكوشد و گر نه بپرهيزد .
در غرر الحكم از امام امير مؤمنان على عليه السلام همين جمله با اضافهاى نقل شده :
« و لكل امر عاقبة حلوة او مرة ؛ هر كار عاقبت شيرين يا تلخ دارد ( كه بايد به آن انديشيد ) » . « 1 »
در بيست و يكمين توصيه مىفرمايد : « آنچه برايت مقدر شده به زودى به تو خواهد رسيد » ؛ ( سَوْفَ يَأْتِيكَ مَا قُدِّرَ لَكَ ) .
اشاره به اينكه نبايد بيهوده حرص زد ؛ نه بدين معنا كه انسان تلاش براى معاش را رها سازد و كوشش براى بهبود زندگى را فراموش كند ، بلكه هدف اين است كه از تلاشهاى بيهوده و حريصانه بپرهيزد . همهء رواياتى كه به مقدر بودن روزى اشاره مىكند نيز ناظر به همين معناست .
در بيست و دومين توصيه مىافزايد : « هر بازرگانى خود را به مخاطره مىاندازد » ؛ ( التَّاجِرُ مُخَاطِرٌ ) . « 2 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، 10913 .
( 2 ) . « مخاطر » كسى است كه خود را به خطر مىافكند .