فايدهاى دارد آن راحتى كه جز از طريق ناراحتى حاصل نمىشود . روشن است كه نتيجهء هر دو تفسير يكى است ، هر چند لحن و بيان متفاوت است .
شبيه همين معنا در كلمات قصار امام عليه السلام نيز آمده است مىفرمايد : « مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ ؛ آن خوبى و نيكى كه جهنم را به دنبال داشته باشد خوبى نيست و نه آن ناراحتى و مشكلى كه بهشت در پى آن باشد ناراحتى و مشكل است » . « 1 »
سپس امام عليه السلام در پنجمين توصيهء مهم خويش خطاب به فرزندش مىفرمايد :
« و بپرهيز از اينكه مركبهاى طمع ، تو را با سرعت با خود ببرند و به آبشخورهاى هلاكت بيندازند » ؛ ( وَ إِيَّاكَ أَنْ تُوجِفَ « 2 » بِكَ مَطَايَا الطَّمَعِ ، فَتُورِدَكَ مَنَاهِلَ « 3 » الْهَلَكَةِ ) .
امام عليه السلام در اينجا موارد طمع را به منزلهء مركبهاى سركشى گرفته كه اگر انسان بر آن سوار شود اختيار را از او ربوده و به پرتگاه مىكشانند و تعبير به « مناهل الهلكة ؛ آبشخورهاى هلاكت » اشارهء لطيفى به اين حقيقت است كه انسان به سراغ آبشخور براى سيراب شدن مىرود ولى آبشخورى كه با مركب طمع به آن وارد مىشود نه تنها سيراب نمىكند ، بلكه آبى نيست و به جاى آن هلاكت است .
بارها در زندگى خود آزمودهايم و تاريخ نيز گواه صدق اين حقيقت است كه افراد طماع گرفتار شكستهاى سختى در زندگى شدهاند ، زيرا طمع ، چشم و گوش انسان را مىبندد و به او اجازه نمىدهد راه را از بيراهه و محل نجات را از پرتگاه بشناسد ، بلكه مىتوان گفت كه غالب كسانى كه در مسائل تجارى و مانند آن
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، 387 .
( 2 ) . « توجف » از ريشهء « ايجاف » به معناى با سرعت حركت كردن و تاختن گرفته شده و ريشهء اصلى آن « وجف » بر وزن « حذف » به معناى حركت كردن سريع است . با توجّه به اينكه در عبارت بالا با « باء » متعدى شده به معناى به سرعت راندن است .
( 3 ) . « مناهل » جمع « منهل » به معناى آبشخور است .