به بيان ديگر بسيار مىشود كه انسان شخصا قادر بر انجام كارى است ؛ ولى تنبلى مىكند و از ديگران كمك مىخواهد و كَلّ بر آنها مىشود اين كار مذموم و نكوهيده است ؛ ولى مواردى هست كه كارها بدون تعاون ديگران انجام نمىشود .
كمك گرفتن اشكالى ندارد زيرا زندگى انسان همواره آميخته با تعاون است .
جملهء « و ان كان كل منه » در واقع اشاره به توحيد افعالى خداست و آن اينكه به فرض كه انسان از ديگران كمك بگيرد ( آنجا كه نبايد بگيرد ) و به او كمك كنند باز هم اگر دقت كنيم همهء اينها از سوى خداست ، زيرا انسان خودش چيزى ندارد كه به ديگرى بدهد آنچه دارد از سوى خدا دارد و آنچه به دست آورده با نيروى خداداد به دست آورده است .
مرحوم مغنيه در شرح نهجالبلاغهء خود ذيل اين توصيهء امير مؤمنان عليه السلام سخن كوتاه و پرمعنايى از شيخ محمد عبده ، عالم معروف مصرى به اين مضمون نقل مىكند كه هيچ سخنى در دل انسان از اين سخن اثربخشتر نيست ، سخنى كه به سبب قوّت در تأثير و اصابت به حق خوانندهء باايمان را فورا از دنيا ( و مردم دنيا ) برمىكَند ( و تمام توجّه او را به سوى خدا مىبرد . )
و به گفتهء شاعر :
گرفتن شرزه شيرى را در آغوش * ميان آتش سوزان خزيدن
كشيدن قلهء الوند بر دوش * پس آنگه روى خار و خس دويدن
مرا آسانتر و خوشتر بود زان * كه بار منّت دونان كشيدن