در منزلگاهى قرار دارى كه هر لحظه ممكن است از آن كوچ كنى ، در سرايى كه بايد زاد و توشه از آن برگيرى و راه آخرتِ توست » ؛ ( وَ أَنَّكَ فِي قُلْعَةٍ « 1 » وَ دَارِ بُلْغَةٍ « 2 » ، وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَةِ ) .
امام عليه السلام در اينجا هم هدف آفرينش انسان را بيان مىكند و هم ماهيت زندگى دنيا را ؛ هدف آفرينش ، زندگى سعادتبخش در سراى آخرت است نه زيستن در دنيا و به همين دليل سرانجام زندگى دنيا فناست نه بقا و به تعبير قرآن : « وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوانُ » ؛ و فقط سراى آخرت ، سراى زندگى ( واقعى ) است » « 3 » .
اين معنا در بسيارى از آيات ديگر قرآن منعكس است .
اما اينكه حضرت دنيا را جايگاه « قلعة » ( محلى كه از آن بايد كوچ كرد ) و سراى « بلغة » ( محلى كه بايد از آن زاد و توشه برگرفت ) معرفى مىفرمايد اين نكته نيز در آيات قرآن مجيد منعكس است . آياتى همچون : « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَّيِّتُونَ » « 4 » ، « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت » « 5 » ، « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 6 » همگى ناظر به همين معناست و آيهء شريفهء « وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى » « 7 » نيز اشاره به دار بلغة است .
هر گاه نگاه ما به دنيا و آخرت آن گونه باشد كه امام عليه السلام در اينجا بيان فرموده ، چهرهء زندگى ما عوض خواهد شد و ديگر اثرى از حرص و آز ، آرزوهاى دور
هامش
( 1 ) . « قُلعَة » معانى زيادى دارد : به انسان ضعيف و كسى كه نمىتواند خود را روى زين اسب نگه دارد و اموالىكه دوام و بقايى ندارد و همچنين سرايى كه بايد از آن نقل مكان كرد « قلعة » مىگويند و در عبارت بالا معناى اخير منظور است . اين واژه از مادهء قلع گرفته شده است .
( 2 ) . « بلغة » به معنى زاد و توشهاى است كه انسان به وسيلهء آن به مقصد مىرسد از ريشهء « بلوغ » و « بلاغ » گرفته شده ، زيرا چنان زاد و توشهاى انسان را به مقصد مىرساند .
( 3 ) . عنكبوت ، آيهء 64 .
( 4 ) . زمر ، آيهء 30 .
( 5 ) . عنكبوت ، آيهء 57 .
( 6 ) . الرحمن ، آيهء 26 .
( 7 ) . بقره ، آيهء 197 .