بخش بيستم
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلآْخِرَةِ لَالِلدُّنْيَا ، وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ ، وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَيَاةِ ، وَ أَنَّكَ فِي قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ ، وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَةِ ، وَ أَنَّكَ طَرِيدُ الْمَوْتِ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ ، وَ لَا يَفُوتُهُ طَالِبُهُ ، وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ ، فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ ، قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ ، فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ ، فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ .
ترجمه
( پسرم ! ) بدان تو براى آخرت آفريده شدهاى نه براى دنيا ، براى فنا نه براى بقا ( در اين جهان ) ، براى مرگ نه براى زندگى ( در اين دنيا ) تو در منزلگاهى قرار دارى كه هر لحظه ممكن است از آن كوچ كنى ، در سرايى كه بايد زاد و توشه از آن برگيرى و راه آخرتِ توست .
و ( بدان ) تو رانده شدهء مرگ هستى ( و مرگ پيوسته در تعقيب توست و سرانجام تو را شكار خواهد كرد ) همان مرگى كه هرگز فرار كنندهاى از آن نجات نمىيابد و هركس را او در جستجويش باشد از دست نمىدهد و سرانجام وى را خواهد گرفت ، بنابراين از اين بترس كه مرگ زمانى تو را بگيرد كه در حال بدى باشى ( حال گناه ) در صورتى كه تو پيش از فرا رسيدن مرگ با خويشتن گفتگو مىكردى كه توبه كنى ؛ ولى مرگ ميان تو و توبه حايل مىشود و اينجاست كه تو خويشتن را به هلاكت افكندهاى .