7 . « تو را از رحمتش مأيوس نساخته ( هر چند گناه تو سنگين و بزرگ باشد ) بلكه بازگشت تو از گناه را حسنه قرار داده ( و از آن مهمتر اينكه ) گناه تو را يكى محسوب مىدارد و حسنهات را ده برابر حساب مىكند » ؛ ( وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ ، بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ « 1 » عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً ، وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً ، وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً ) .
8 . « درِ توبه و بازگشت و عذرخواهى را ( هميشه ) به رويت باز نگه داشته » ؛ ( وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ ، وَ بَابَ الاسْتِعْتَابِ ) . « 2 »
اين تعبيرات در واقع برگرفته از آيات مختلف قرآن است كه توبه و آثار توبه و الطاف و عنايات الهى را در زمينهء آن بازگو مىكند .
در يك جا مىفرمايد : « وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » ؛ و اى مؤمنان همگى به سوى خدا بازگرديد ، تا رستگار شويد » . « 3 »
و در جاى ديگر در مورد قبولى توبه مىفرمايد : « وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ » ؛ او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و بدىها را مىبخشد » . « 4 »
در مورد عدم تعجيل عقوبت مىفرمايد : « وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ » ؛ و پروردگارت آمرزنده و داراى رحمت است ؛ اگر مىخواست آنان را به سبب اعمالشان مجازات كند عذاب را هر چه زودتر براى آنها مىفرستاد » . « 5 »
هامش
( 1 ) . « نزوع » به معناى جدا شدن از چيزى است از اين رو به حالت انسان در لحظات نزديك به مرگ حالت « نزع » گفته مىشود زيرا لحظهء جدايى روح از جسم است .
( 2 ) . « الاستعتاب » در فراز هجدهم از همين وصيّتنامه تفسير شد .
( 3 ) . نور ، آيهء 31 .
( 4 ) . شورى ، آيهء 25 .
( 5 ) . كهف ، آيهء 58 .