پانزدهگانهء حضرت سيد الساجدين عليهم السلام ) مىخوانيم : « إلهي أَنْتَ الَّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ : « تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً » فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِه ؛ معبود من تو همان هستى كه درى به سوى عفو و رحمت خودت به روى بندگانت گشودهاى و نام آن را توبه نهادهاى ( سپس اذن عام دادى ) و گفتى : همگى توبه كنيد و به سوى خدا بازگرديد توبهاى خالص از هرگونه ناخالصىها پس كسانى كه از ورود بر اين باب رحمت غافل مىشوند چه عذرى دارند » .
آرى امام عليه السلام به عنوان راهنمايى آگاه و پر تجربه ، دست فرزند جوانش را گرفته و از منزلگاههاى اين مسير يكى بعد از ديگرى عبور مىدهد تا به جوار قرب الهى و اصل گردد .
آن گاه امام عليه السلام در ادامهء اين سخن فرزندش را به مناجات و راز و نياز با خداوند و تقاضاى حاجت از او دعوت مىكند و مىفرمايد : « هرگاه او را ندا كنى نداى تو را مىشنود و هر زمان با او نجوا نمايى آن را مىداند ، بنابراين حاجتت را به سويش مىبرى و آن چنان كه هستى ، در پيشگاه او خود را نشان مىدهى و غم و اندوه خود را با او در ميان مىگذارى و حل مشكلات و درد و رنج خود را از او مىخواهى و در كارهايت از او استعانت مىجويى » ؛ ( فَإِذَا نَادَيْتَهُ سَمِعَ نِدَاكَ ، وَ إِذَا نَاجَيْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاكَ ، فَأَفْضَيْتَ « 1 » إِلَيْهِ بِحَاجَتِكَ ، وَ أَبْثَثْتَهُ « 2 » ذَاتَ نَفْسِكَ ، وَ شَكَوْتَ إِلَيْهِ هُمُومَكَ ، وَ اسْتَكْشَفْتَهُ كُرُوبَكَ ، وَ اسْتَعَنْتَهُ عَلَى أُمُورِكَ ) .
امام عليه السلام در اين قسمت از كلام خود راه مناجات با خدا را به فرزندش مىآموزد و مىفرمايد : حاجتت را از او بخواه و سفرهء دلت را براى او بگشا و غم
هامش
( 1 ) . « افضت » از ريشهء « افضاء » و « فضا » گرفته شده و به معناى وصول به چيزى است ؛ گويى در فضاىاو وارد شده است .
( 2 ) . « ابثثته » از ريشهء « بَثّ » به معناى پراكنده ساختن گرفته شده و اينجا به معناى افشا كردن و ظاهر نمودن است .