تنهايى توفيق رسيدن به خواستهء خود را ندارم . در اينجاست كه دست به دامان شخص بزرگ و آبرومندى مىشوم كه به اذن اللَّه در پيشگاه خدا براى من شفاعت كند ؛ مثلًا برادران يوسف بعد از آن همه جنايت دربارهء برادر خود احساس كردند گناهشان به قدرى عظيم است كه نمىتوانند مستقيما عفو خود را بخواهند ؛ لذا دست به دامن پدر شدند و گفتند : « يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئين » . « 1 »
سپس امام عليه السلام بعد از مسألهء دعا به سراغ مسألهء توبه مىپردازد و با تعبيراتى بسيار گويا و پر معنا لطف الهى را به گنهكاران توبهكار شرح مىدهد و در هشت جمله بر آن تأكيد مىورزد .
1 . « خداوند در صورتى كه مرتكب بدى شوى تو را از توبه مانع نشده ( و درهاى آن را به روى تو گشوده است ) » ؛ ( وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ ) .
2 . « در كيفر تو تعجيل نكرده ( و آن را به موجب اينكه ممكن است توبه كنى به تأخير انداخته ) » ؛ ( وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ ) .
3 . « هرگز تو را به سبب توبه و انابه سرزنش نمىكند ( آن گونه كه انتقام جويان توبه كاران را زير رگبار ملامت و سرزنش قرار مىدهند ) » ؛ ( وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ ) .
4 . « حتى در آنجا كه رسوايى سزاوار توست تو را رسوا نساخته ( آن گونه كه تنگنظران بىگذشت فورا اقدام به رسوا سازى و افشاگرى دربارهء خطاكاران مىكنند ) » ؛ ( وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى ) .
5 . « و در قبول توبه بر تو سخت نگرفته است ( آن گونه كه معمول افراد كوتاه نظر است ) » ؛ ( وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ ) .
6 . « در محاسبهء جرايمِ تو دقت و مو شكافى نكرده ( بلكه به آسانى از آن گذشته است ) » ؛ ( وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ « 2 » بِالْجَرِيمَةِ ) .
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 97 .
( 2 ) . « لم يناقشك » از ريشهء « مناقشه » به معناى دقت و سختگيرى در حساب است و به همين جهت به مناظره و مباحثهء دقيق ، مناقشه گفته مىشود .