تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
گفته‌اند ، نادرست است ؛ در اينكه آيا او از صحابه بود يا نه در ميان مورخان گفتگو است . در كتاب اسد الغابة آمده است كه او زمان پيغمبر اكرم را درك كرد ولى هرگز حضرت را ملاقات ننمود . بعضى گفته‌اند ملاقات نمود و نزد پيامبر آمد و مسلمان شد سپس عرض كرد : اى رسول خدا من خانواده‌اى پر جميعت در يمن دارم ؛ پيامبر فرمود : آنها را نزد من بياور ؛ ولى هنگامى كه آنها را به مدينه آورد پيغمبر اكرم رحلت فرموده بود . ابن اثير در اسدالغابة مىگويد : عمر او را قاضى كوفه قرار داد و اين منصب تا زمان امير مؤمنان على عليه السلام ادامه داشت و حضرت نيز او را به موجب سوابقش در اين كار ابقا فرمود ؛ ولى طبق روايت معتبرى كه در كتاب وسائل الشيعة آمده به او شرط كرد حكم نهايى را بدون اطّلاع آن حضرت صادر نكند : ( لما ولّى امير المؤمنين شريحا القضاء اشترط عليه ان لا ينفذ القضاء حتى يعرضه عليه ) . « 1 » اين منصب حتى تا زمان حجاج ادامه داشت . جمعى از مورخان او را فرد باهوش و زيركى دانسته‌اند ؛ ولى اين دليل نمىشود كه خطاهاى مهمى نيز در امر قضا مرتكب نشده باشد كه نمونه‌هاى آن نيز در كتب حديث آمده است . « 2 » ( دميرى ) نويسندهء كتاب حياة الحيوان مىنويسد : كسى به شعبى ( يكى از تابعين ) گفت : اين ضرب المثلى كه معروف شده : « ان شريحاً كان ادهى من الثعلب و احيل ؛ شريح از روباه مكارتر است » به چه معناست ؛ شعبى در جواب گفت : شريح در ايامى كه بيمارى طاعون به صورت همه‌گير ( در كوفه ) آمده بود ، به سوى سرزمين نجف رفت هنگامى كه نماز مىخواند روباهى مىآمد و در مقابل او مىايستاد و ادا و اطوار او را در مىآورد و مايهء هواس پرتى او در نماز مىشد
هامش
( 1 ) . وسائل‌الشيعه ، ج 18 ، ص 6 ( حديث اوّل باب سوم ابواب صفات قاضى ) . ( 2 ) . كافى ، ج 7 ، ص 385 ، ح 5 .