سرانجام فكر و انديشه ، آنها را به جايى رسانيد كه آنچه را به خوبى شناختهاند بگيرند و آنچه را ( كه مبهم است و ) به آن مكلف نيستند رها سازند . اگر روح و جان تو از قبول آن ابا دارد و مىخواهى كه تا آگاه نشوى اقدام نكنى مىبايست ( از طريق صحيح اين راه را بپويى و ) اين خواسته با فهم و دقت و تعلم باشد نه از طريق فرو رفتن در شبهات و تمسك جستن به دشمنىها و خصومتها .
( اضافه بر اين ) پيش از آنكه در طريق آگاهى در اين امور گام نهى از خداوندت استعانت بجوى و براى توفيق ، رغبت و ميل ، نشان ده و از هر گونه عاملى كه موجب خلل در افكار تو شود يا تو را به شبههاى افكند يا تسليم گمراهى كند بپرهيز .
هر گاه يقين كردى قلب و روحت صفا يافته و در برابر حق خاضع شده و رأيت به كمال پيوسته و تمركز يافته و تصميم تو در اين باره تصميم واحدى گشته ( و از هر چه غير از آن است صرف نظر كردهاى ) در اين صورت به آنچه براى تو ( در اين وصيّتنامه ) توضيح دادهام دقت كن ( تا نتيجهء مطلوب را بگيرى ) و اگر آنچه را در اين زمينه دوست مىدارى ( از شرايطى كه گفتم ) برايت فراهم نشد و فراغت خاطر و آمادگى فكر حاصل نكردى ، بدان در طريقى گام مىنهى كه همچون شترى كه چشمانش ضعيف است به سوى پرتگاه پيش مىروى و در ميان تاريكىها غوطهور مىشوى و كسى كه گرفتار اشتباه و خلط حق با باطل است نمىتواند طالب دين باشد و با اين حال اگر وارد اين مرحله نشوى بهتر است .
شرح و تفسير از پيمودن راههاى مشكوك بپرهيز
امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامه اندرزهاى مهمى به فرزندش مىدهد و