است ؛ هر بذرى در آن پاشيده شود آن را مىپذيرد » ؛ ( وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ ) .
اين امر بارها به تجربه رسيده است و حتى روايتى است كه به صورت ضرب المثل در آمده كه « العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر ؛ تعليماتى كه در كودكى ( و جوانى ) داده مىشود همچون نقشى است كه بر سنگ بزنند ( نقشى است ثابت ، عميق و پايدار . سپس بر آن افزودهاند كه ) و التعلم فى الكبر كالخط على الماء ؛ فراگيرى در بزرگسالى همچون نقشى است كه بر آب زنند ( نقشى است گذرا و ناپايدار ) » .
آن گاه دو دليل ديگر بر آن مىافزايد مىفرمايد : « به همين دليل به تعليم و تأديب تو مبادرت ورزيدم پيش از آنكه قلبت سخت شود و فكرت به امور ديگر مشغول گردد » ؛ ( فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ ، وَيَشْتَغِلَ لُبُّكَ ) .
در واقع امام عليه السلام براى انتخاب اين سن و سال جهت پند و اندرز ، سه دليل بيان فرموده است : آماده بودن قلب جوان براى پذيرش ، عدم قساوت به سبب عدم آلودگى به گناه و عدم اشتغال ذهن به مشكلات زندگى و حيات و هر كدام از اين سه به تنهايى براى انتخاب اين زمان كافى است تا چه رسد به اينكه همهء اين جهات جمع باشد .
سپس امام عليه السلام مىافزايد : « همهء اينها براى آن است كه با تصميم جدى به استقبال امورى بشتابى كه انديشمندان و اهل تجربه تو را از طلب آن بىنياز ساخته ، زحمت آزمون آن را كشيدهاند تا نيازمند به طلب و جستجو نباشى و از تلاش بيشتر آسوده خاطر گردى » ؛ ( لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ « 1 » وَ تَجْرِبَتَهُ ، فَتَكُونَ قَدْ كُفِيتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ ، وَ عُوفِيتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ ) .
هامش
( 1 ) . « بغية » به معناى طلب و تقاضا از ريشهء « بغى » بر وزن « نفى » گرفته شده كه به گفتهء راغب در مفردات گاهىبار مثبت دارد كه طلب خيرات است و گاه بار منفى كه تجاوز از حد عدالت و تمايل به ظلم و باطل است .