امام عليه السلام در ادامهء اين سخن به عنوان استدلال بر آنچه بيان فرمود ( معذور در جهل به آن نيستى ) مىافزايد : « زيرا اطاعتِ ( اوامر و نواهى الهى ) نشانههاى واضح ، راههاى نورانى ، جادههاى روشن و آشكار و مستقيم ، و سرانجامى خواستنى دارد كه هوشمندان به آن مىرسند و فرومايگان و نابخردان از آن منحرف مىشوند » ؛ ( فَإِنَّ لِلطَّاعَةِ أَعْلَاماً وَاضِحَةً ، وَ سُبُلًا نَيِّرَةً ، وَ مَحَجَّةً « 1 » نَهْجَةً « 2 » ، وَ غَايَةً مُطَّلَبَةً ، يَرِدُهَا الْأَكْيَاسُ « 3 » ، وَ يُخَالِفُهَا الْأَنْكَاسُ ) . « 4 »
امام عليه السلام در اين گفتار معاويه اتمام حجت مىكند كه هرگز در قيامت نمىتوانى بگويى راه تاريك بود و پر پيچ و خم و من آن را نشناختم مىفرمايد : نشانههاى آن روشن است ؛ آيات بينات از يك سو ، احاديث معتبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از سوى ديگر و دلايل روشن عقلى از سوى سوم همگى نشانههاى اين راه هستند كه در جاى جاى آن خودنمايى مىكنند . به علاوه جاده تاريك نيست « سُبُلًا نَيِّرَةً » و مسير شاه راه است نه كوره راه : « مَحَجَّةً نَهْجَةً » و هدف نهايى آن كه سعادت جاويدان است نيز براى همه معلوم است .
جالب اينكه امام هم « سبل » را كه جمع سبيل است در كلام خود آورده و هم « محجة » را كه به معناى جادهء وسيع و آشكار است ، زيرا انسان معمولًا از جادههاى فرعى حركت مىكند تا خود را به جادهء اصلى برساند . سپس به سوى مقصد پيش برود و اگر « سبل » با صيغهء جمع و « محجه » با صيغهء مفرد آمده ، ناظر به همين است كه جادهء فرعى كه آغاز حركت است متعدّد است ؛ اما جادهء اصلى معمولًا يكى است .
هامش
( 1 ) . « محجة » به معناى جادهء وسيع و روشن و مستقيم است .
( 2 ) . « نهجة » گاه معناى اسم مصدرى دارد و به معناى روش مىآيد و گاه معناى وصفى و به معناى واضح و روشن است .
( 3 ) . « اكياس » جمع « كيّس » به معناى هوشيار و هوشمند است .
( 4 ) . « الانكاس » جمع « نكس » بر وزن « حرص » به معناى انسان ضعيف و پست و نابخرد است و از ريشهء « نكس » بر وزن « عكس » به معناى وارونه شدن چيزى گرفته شده است .