بيان خود كه از ذيل آن استفاده مىشود ، مسائل زياد ديگرى نيز بوده است و روى ملاحظاتى بيان نفرموده ، پاسخ كوبندهاى به معاويه در برابر ادعاهايش داد .
آن گاه امام عليه السلام براى تأكيد آنچه گذشت مىافزايد : « بنابراين دوران اسلام ما به گوش همه رسيده و كارها و شرافت ما در عصر جاهليّت نيز بر كسى مخفى نيست » ؛ ( فَإِسْلَامُنَا قَدْ سُمِعَ ، وَ جَاهِلِيَّتُنَا لَا تُدْفَعُ ) .
اشاره به اينكه اسلام از ما آغاز شد و نخستين مسلمانان ما بوديم و همواره مدافع اسلام و قرآن بوديم . در زمان جاهليّت نيز به نيكنامى و درستكارى و امانت در ميان همهء مردم معروف بوديم و همان گونه كه در روايتى در حالات جعفر خوانديم كه خداوند براى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله او را به سبب چهار فضيلت برجسته در زمان جاهليّت ستود به عكس بنىاميّهء و خاندان وابسته به آنها كه معروف به حيلهگرى و شيطنت و فساد و خونريزى بودند .
مرحوم مغنيه در شرح نهجالبلاغهء خود از كتاب « عبقرية محمد » از نويسندهء معروف مصرى « عقاد » نقل مىكند كه مىگويد : بنى هاشم همواره صاحبان عقيده و فضايل اخلاقى و حسن ظاهر بودند و بنىاميّه حيلهگرانى بودند با ظواهر ناپسند و ما در تمام صفات ، اين اختلاف را بين بنىهاشم و بنىاميّه مىبينيم . « 1 »
جالب اينكه ابن ابى الحديد در بيان اين تفاوتها بحثى طولانى در حدود يكصد صفحه در سه فصل دارد : در فصل نخست فضايل بنىهاشم را نسبت به بنىاميّه ( فرزندان عبد شمس ) نقل مىكند و در فصل دوم از امورى كه بنىاميّه به آن افتخار مىكردند سخن مىگويد و در فصل سوم از اين افتخارات موهوم پاسخ مىدهد . « 2 »
آن گاه امام عليه السلام بعد از اين دلايل قوى تاريخى به سراغ قرآن مجيد مىرود و با
هامش
( 1 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 471 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 198 - 295 .