دو آيه از آن حقانيّت و اولويت بنىهاشم را اثبات مىكند مىفرمايد : « كتاب خدا آنچه را ( دشمن ) از ما دور ساخته و جدا كرده براى ما جمع نموده است و آن سخن خداوند متعال است كه فرموده : « خويشاوندان در كتاب الهى نسبت به يكديگر سزاوارترند و نيز فرموده : « سزاوارترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى كردند ، و همچنين اين پيامبر ( كه راه پر افتخار او را ادامه داد ) و كسانى كه به او ايمان آوردهاند و خداوند ، سرپرست و ياور مؤمنان است » ؛ ( وَ كِتَابُ اللَّهِ يَجْمَعُ لَنَا مَا شَذَّ عَنَّا ، وَ هُوَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى « وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ » « 1 » وَ قَوْلُهُ تَعَالَى : « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ » ) . « 2 »
حضرت در تفسير و تطبيق اين آيه مىافزايد : « پس ما از يك طرف به سبب قرابت و خويشاوندى ( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) از ديگران سزاوارتريم و از سوى ديگر به سبب اطاعت ( از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ) » ؛ ( فَنَحْنُ مَرَّةً أَوْلَى بِالْقَرَابَةِ ، وَ تَارَةً أَوْلَى بِالطَّاعَةِ ) .
در واقع ، امام عليه السلام با ذكر اين دو آيه تمام راهها را بر معاويه مىبندد كه اگر معيار در جانشينى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، قرابت با او باشد ، ما از همه سزاوارتريم ، چرا كه نزديكتريم و اگر معيار ، آشنايى با تعليمات و اطاعت از دستورات آن حضرت باشد ما از همه آشناتر و نسبت به آيين او مطيعتريم در حالى كه خاندان بنىاميّه و كسان ديگرى كه بر كرسى خلافت پيغمبر صلى الله عليه و آله نشستند هيچيك از اين دو اولويت را ندارند .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مگر خويشاوندى به تنهايى مىتواند دليل بر صلاحيت جانشينى پيغمبر اكرم گردد . پاسخ آن است كه امام عليه السلام ناظر به
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 75 .
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 68 .