تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
شده‌اى كه اگر راست باشد به تو مربوط نيست و اگر دروغ باشد زيانى به تو نمىرساند ، اساساً تو را با برتر و غير برتر و رييس و زيردست چكار ؟ اسيران آزاد شده از كفار زمان جاهليّت و فرزندان آنها را با امتياز نهادن ميان مهاجران نخستين و ترتيب درجات و تعريف طبقاتشان چه نسبت ؟ . هيهات تو خود را در صفى قرار مىدهى كه از آن بيگانه‌اى ، كار به جايى رسيده كه محكومى مىخواهد خودش به داورى بنشيند . اى انسان ( غافل و بىخبر ) چرا بر سر جاى خود نمىنشينى ، و چرا از كوتاهى و ناتوانى خويش آگاه نيستى ، و چرا به آنجا كه مقدّرات براى عقب راندن تو تعيين كرده باز نمىگردى ؟ تو را با غلبهء مغلوب و پيروزى پيروزمند ( در پيدايش و پيشرفت اسلام و بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) چكار ؟ تو همان كسى هستى كه همواره در بيابان ( گمراهى ) سرگردانى و از راه راست ( و حد اعتدال ) به اين طرف و آن طرف حركت مىكنى .

شرح و تفسير چگونه محكوم به داورى مىنشيند ؟

همان گونه كه در بالا آمد ، اين نامه به گفتهء مرحوم شريف رضى از جالب‌ترين نامه‌هاست كه امير مؤمنان على عليه السلام در آن ، مسائل مهمى را با عبارات بسيار گويا و رسا به معاويه گوشزد كرده است . در آغاز به بحثى اشاره مىكند كه معاويه دربارهء عظمت پيامبر اكرم و آيين او ذكر كرده و مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) نامه‌ات به من رسيد نامه‌اى كه در آن يادآور شده‌اى كه خداوند محمد صلى الله عليه و آله را براى آيينش برگزيد و با اصحابش او را تأييد كرد براستى دنيا چه شگفتىهايى در خود از سوى تو براى ما نهفته ؟ چرا كه مىخواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنايت فرموده آگاه سازى و به ما از نعمت وجود پيغمبر ما در ميان ما خبر دهى ، كار تو به كسى مىماند كه