اما عصارهء نامهء امام عليه السلام در يك نگاه :
اين نامه مشتمل بر چند بخش است : امام عليه السلام در بخش اوّل به افشاى ادّعاهاى دروغين معاويه مىپردازد و در پاسخ او كه نوشته بود : خداوند محمد را براى دينش برگزيد و با يارانش او را تأييد كرد امام عليه السلام از اين بيان بسيار اظهار شگفتى مىكند و مىگويد : تو را با اين امور چكار ، داستان تو مانند داستان كسى است كه خرما را به سرزمين هَجَر ببرد ( منطقهاى است بسيار پر خرما كه در بحرين قرار دارد و اين ضرب المثل شبيه ضرب المثلى است كه ما در فارسى داريم و مىگوييم : كار فلان كس همچون زيره به كرمان بردن است ) و يا استاد بزرگ خود را به مسابقه دعوت نمايد ؛ بر سر جايت بنشين و فضايل خاندان ما را براى ما كه از آن آگاهتريم بازگو نكن .
در بخش دوم ، امام عليه السلام به منظور يادآورى نعمتهاى خدا - نه براى آگاه كردن معاويه كه او از اين امور باخبر بود - به بيان فضايل بنىهاشم پرداخته و از حمزه سيّدالشّهدا و جعفر طيّار سخن به ميان مىآورد و در پايان مىافزايد : اگر خداوند نهى از خودستايى نكرده بود ، فضايل فراوانى را بر مىشمردم كه دلهاى مؤمنان از آن باخبر و گوشهاى شنوندگان با آن آشناست .
در سومين بخش از نامه ، اشاره به نكتهء اصلى ادّعاهاى معاويه مىكند و به مقايسهاى بين بنىهاشم و بنىاميّه مىپردازد و مىفرمايد : ما علاوه بر اينكه از خويشاوندان نزديك پيامبريم ، آيين او را پيش از همه پذيرفتهايم و بيش از همه با آن آشناييم و به همين دليل به خلافت سزاوارتريم . مگر مهاجران در روز سقيفه با استناد به خويشاوندى پيامبر صلى الله عليه و آله بر انصار كه مدّعى خلافت بودند ، پيروز نشدند ؟ اگر اين امر دليل برترى است پس حق با ماست .
در بخش چهارم اين نامه به نقد يكى ديگر از سخنان جسورانه و بىپايهء معاويه پرداخته ، مىفرمايد : تو نوشتهاى مرا همچون شتر مهار شده به سوى
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٣