پوستهاى تن آنها ( در آن ) بسوزد پوستهاى ديگرى به جاى آن براى آنها قرار مىدهيم ، تا كيفر ( الهى ) را بچشند » . « 1 »
آن گاه حضرت مىافزايد : « آنجا سرايى است كه در آن رحمت وجود ندارد و هيچ سخنى ( و درخواستى ) از كسى شنيده نمىشود و غم و اندوه هرگز بر طرف نمىگردد » ؛ ( دَارٌ لَيْسَ فِيهَا رَحْمَةٌ ، وَ لَا تُسْمَعُ فِيهَا دَعْوَةٌ وَ لَا تُفَرَّجُ فِيهَا كُرْبَةٌ ) .
در قرآن مجيد مىخوانيم : « وَ قالَ الَّذينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِّنَ الْعَذابِ . . . قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْكافِرينَ إِلَّا فِي ضَلال ؛ و آنها كه در آتشند به مأموران دوزخ مىگويند : ( از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد * . . . آنها مىگويند : پس هر چه مىخواهيد ( خدا را ) بخوانيد ولى دعاى كافران ( به اجابت نمىرسد و ) جز در گمراهى نيست » . « 2 »
در جايى ديگر از قرآن مجيد مىخوانيم : « وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ مَّاكِثُونَ ؛ آنها فرياد مىكشند : « اى مالك دوزخ ( اى كاش ) پروردگارت ما را بميراند ( تا آسوده شويم ) » مىگويد : شما ( در اينجا ) ماندگار هستيد » . « 3 » همچنين در جاى ديگرى از قرآن مجيد مىخوانيم : « وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصير ؛ آنها در دوزخ فرياد مىزنند : پرودگارا ! ما را بيرون آور تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مىداديم ( به آنها گفته مىشود : ) آيا شما را به اندازهاى كه هركس اهل تذكر است در آن متذكّر مىشود عمر نداديم و انذار كنندهء ( الهى ) به سراغ شما نيامد ؟ اكنون بچشيد كه براى ستمكاران هيچ ياورى نيست » . « 4 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 56 .
( 2 ) . غافر ، آيهء 49 و 50 .
( 3 ) . زخرف ، آيهء 77 .
( 4 ) . فاطر ، آيهء 37 .