اين است كه آنها از آن زندگى سادهء خود به همان اندازه لذت مىبرند كه متنعمان ، لذت مىبرند ؛ زيرا از يك سو به اندازهء نياز تهيه مىكنند و انسان نيازمند هنگامى كه به مقصود خود برسد بسيار لذت مىبرد همچون انسان گرسنهاى كه به غذاى سادهاى دست يابد و از سوى ديگر چون مىدانند حلال است و رضاى خدا در آن است و عقاب اخروى ندارد ، با روحى آرام و فكرى راحت و قلبى مطمئن از اين مواهب ساده بهره مىگيرند .
بسيارند كسانى كه در يك خانهء ساده و كوچك با وسايلى محدود و غذا و لباسى كمارزش زندگى مىكنند ؛ ولى بر اثر روحيات عالى ، از زندگى خود كاملا راضى هستند و آرامش بىنظيرى احساس مىكنند و خود را بسيار خوشبخت مىبينند در حالى كه اكثر ثروتمندان كه در كاخهاى مجلل و با بهترين وسايل زندگى و سفرههاى بسيار رنگين روزگار مىگذرانند ، گرفتار پريشانى خاطر ، اضطراب و گاه افسردگى و بيمارى روانى هستند . تجربهء اين موضوع واقعيّت گفتار مولا على عليه السلام را در جملههاى بالا كاملا روشن مىسازد .
اضافه بر اينها ، پرهيزكاران چون زندگى كاملا سادهاى دارند به هنگام ترك دنيا حسرتى بر دل آنها نمىماند ؛ ولى جباران متكبّر و مترَف با آن زندگى زيبا و پر زرق و برق به هنگام جدايى از دنيا بالاترين حسرت را دارند به خصوص اينكه اگر اعتقادى به آخرت داشته باشند مىدانند وزر و و بال اين همه ثروتها به گردن آنها خواهد بود .
اين بدر مىرود از باغ به صد حسرت و داغ * وان چه دارد كه به حسرت بگذارد آن را
آن گاه امام عليه السلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « سپس آنها ( پرهيزكاران ) از اين جهان با زاد و توشهء كافى و تجارتى پر سود ، به سوى سفر آخرت رفتند . از لذت زهد در دنيا بهرهمند شدند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند در