محيط محل ابتلا نبوده است . به علاوه به گفتهء مرحوم علامهء مجلسى ، امام عليه السلام در اين بيان خود در صدد ذكر همهء مصارف هشتگانه نبوده است تا بخواهيم با تكلفاتى همهء آنها را در كلام امام عليه السلام درج كنيم .
آن گاه امام عليه السلام در ادامهء اين سخن به استدلال محكمى پرداخته و بدى حال خيانتكاران نسبت به بيت المال را اينگونه شرح داده و مىفرمايد : « ( اين گونه افراد ، خائنان به بيت المالاند ) و آن كس كه امانت را سبك بشمرد و در وادى خيانت گام بگذارد و خويشتن و دينش را از آن پاك نسازد درهاى ذلت و رسوايى را در دنيا به روى خود گشوده و در سراى آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود » ؛ ( وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ ، وَ رَتَعَ « 1 » فِي الْخِيَانَةِ ، وَ لَمْ يُنَزِّهَ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا ، فَقَدْ أَحَلَّ « 2 » بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَالْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا ، وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى ) .
اما ذلت و رسوايى در دنيا به سبب آن است كه خيانتهاى گسترده معمولًا پنهان نمىماند و دير يا زود فاش مىشود و صاحب آن رسوا مىگردد و مردم با چشم حقارت به او نگاه مىكنند و در آخرت كه نامههاى افراد به دستشان داده مىشود ، و « يوم البروز » و روز آشكار شدن اعمال پنهانى است ، پروندهء آنها در برابر اهل محشر گشوده مىشود و ذلت و رسوايى بزرگ در آنجاست .
شايان توجّه اينكه امام عليه السلام تنها تعبير به خيانت در امانت نمىكند ، بلكه سبك شمردن امانت را هم به عنوان « استهان بالامانة » عيب بزرگى مىشمرد و اين به خاطر اهميت فوق العادهء امانت است .
آن گاه امام عليه السلام در پايان اين نامه به نكتهء ديگرى اشاره مىفرمايد كه خيانت گاه
هامش
( 1 ) . « رتع » از ريشهء « رتع » بر وزن « فتح » به معناى خوردن و نوشيدن فراوان مخصوصاً در فصل بهار و در روستاهاست ولى به معناى وسيع كلمه به هر گونه خوردن و نوشيدن اطلاق مىشود و حتى به چريدن حيوانات در صحراها نيز گفته مىشود و مرتع را به همين جهت مرتع گفتهاند .
( 2 ) . « احل » از ريشهء « حلول » به معناى وارد شدن است و هنگامى كه به باب افعال برود به معناى وارد ساختن است .