و در راه ماندگان ( همگى ) خصم و شاكى او باشند » ؛ ( وَ بُؤْسَى « 1 » لِمَنْ - خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ - الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ « 2 » ، وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِيلِ ) .
واژههاى « فقراء » ، « مساكين » ، « سائلون » و « مدفوعون » همه اشاره به گروه نيازمندانند ؛ با اين تفاوت كه بسيارى از مفسران قرآن مجيد معتقدند كه مسكين از فقير بيچارهتر است گويى شدت فقر او به حدى است كه او را زمينگير كرده است ( زيرا « مسكين » از مادهء « سكون » است ) . آنها بايد كاملا مورد توجّه باشند و اى بسا به سبب شرم و حيا مطلقا از كسى و حتى از بيت المال درخواست نكنند در حالى كه « سائلون » شرم و حيا را كنار گذاشته و از باب ناچار درخواست كمك مىكنند و « مدفوعون » كسانى هستند كه ممكن است بالقوه غنى و بىنياز باشند ؛ يعنى اموال قابل ملاحظهاى دارند ؛ اما اموالشان را غاصبان گرفته و آنها را از حقشان محروم ساختهاند و فعلا فقير و نيازمندند .
« غارمون » به معناى بدهكارانى است كه از پرداخت بدهى خود عاجز شدهاند يا بدون تقصير ورشكست گرديدهاند .
بعضى از مفسران نهجالبلاغه ، « مدفوعون » را معادل « فى سبيل اللَّه » كه در مصارف زكات آمده دانستهاند به اعتبار اينكه آنها را به وسيلهء زكات به كارهاى الهى وادار مىكنند و « سائلون » را معادل فى الرقاب ( بردگانى كه در رنج و زحمتند ) دانستهاند به اعتبار اينكه تقاضاى آزادى از بردگى را دارند .
به اين ترتيب از مصارف هشت گانهء زكات شش مصرف در اينجا ذكر شده و يك مصرف كه « عاملون عليها » ( كسانى كه فعاليتى براى جمعآورى زكات مىكنند ) هستند ، قبلا امام عليه السلام به آن اشاره كرده و باقى مىماند هشتمين مصرف كه مؤلفة قلوبهم باشد كه در عبارت امام عليه السلام نيامده شايد به اين دليل كه در آن
هامش
( 1 ) . « بؤسى » به معناى شدت گرفتارى و بد حالى است كه گاه بر اثر فقر و گاه عوامل ديگر حاصل مىشود مانند « بأساء » و « بؤس » بر وزن « قفل » .
( 2 ) . « مدفوعون » به معناى افرادى است كه ممنوع شدهاند و در اينجا به معناى ممنوع از حق و محروم است .