تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
قرآن مجيد مىفرمايد : « وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ » ؛ و اگر تمايل به صلح نشان دهند ، تو نيز از در صلح درآى ؛ و بر خدا توكل كن ، كه او شنوا و داناست » . « 1 » سپس در دومين ، سومين و چهارمين دستور مىافزايد : « صبح و عصر كه هوا خنك است ، لشكر را به حركت درآور و به هنگام گرمى روز به آنها استراحت ده و در پيمودن راه آرامش و رفاه لشكر را در نظر بگير » ؛ ( وَ سِرِ الْبَرْدَيْنِ « 2 » ، وَ غَوِّرْ « 3 » بِالنَّاسِ ، رَفِّهْ « 4 » فِي السَّيْرِ ) . بديهى است هر گاه لشكر عجولانه و با شتاب به سوى ميدان حركت كند و ملاحظهء سرما و گرما و استراحت را ننمايد ، هنگامى كه وارد ميدان مىشود خسته و ناتوان است و پيكار با دشمن براى او بسيار دشوار . آن گاه در پنجمين و ششمين دستور مىفرمايد : « در ابتداى شب حركت مكن چرا كه خداوند شب را وسيلهء آرامش قرار داده و آن را براى توقّف تعيين نموده نه كوچ كردن ، بنابراين شب هنگام بدنت را آرام ساز و مركب‌ها را نيز آسوده بگذار و پس از توقف به هنگام سحر يا وقتى كه سپيده مىدمد به يارى خدا حركت نما » ؛ ( وَ لَا تَسِرْ أَوَّلَ اللَّيْلِ ، فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ سَكَناً ، وَ قَدَّرَهُ مُقَاماً لَا ظَعْناً ، فَأَرِحْ فِيهِ بَدَنَكَ ، رَوِّحْ ظَهْرَكَ . فَإِذَا وَقَفْتَ حِينَ يَنْبَطِحُ « 5 » السَّحَرُ ، أَوْ حِينَ يَنْفَجِرُ الْفَجْرُ ، فَسِرْ
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 61 . ( 2 ) . « بردين » تثنيهء « برد » به معناى سرماست و اشاره به صبح و عصر است كه هوا نسبتاً خنك‌تر است . ( 3 ) . « غوّر » از مادهء « غور » بر وزن « قول » در منابع لغت دو معنا براى آن ذكر شده است : نخست خوابيدن در نيمهء روز كه گاه از آن تعبير به قيلوله مىشود و دوم فرو رفتن در باطن و عمق چيزى است و در جملهء بالا معناى اوّل اراده شده است و گاه اين واژه به معناى حمله و غارت كردن نيز به كار رفته است . ( 4 ) . « رفّه » از ريشهء « ترفيه » و از ريشهء « رفوه » به معناى آسايش و راحت بودن زندگى گرفته شده و رفاه نيز به عنوان يكى از مصدرهاى اين واژه ذكر شده است . ( 5 ) . « ينبطح » از ريشهء « بطح » بر وزن « فتح » به معناى گستردن است و جملهء « ينبطح السحر » به معناىگسترش سحرگاهان و آشكار شدن نشانه‌هاى آن است . اين واژه گاه به معناى دراز كشيدن در روى زمين نيز آمده است .