كرد اما ملاقاتى ناخوشايند ، آميخته با ضربات شمشير و نيزه و اين بهانهء احمقانه را از دست تو خواهند گرفت .
به راستى همچنين شد و اگر سادهلوحى جمعى از فريب خوردگان توطئهء عمرو عاص به هنگام بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها نبود كار معاويه و حكومتش در شام يكسره شده بود .
نكته باز هم دربارهء قتل عثمان
گرچه دربارهء قتل عثمان و قاتلان او و عواملى كه سبب شورش مسلمانان بر ضد او شد بارها در اين كتاب بحث كردهايم ، باز هم لازم است به نكتهء ديگرى به صورت فشرده اشاره كنيم .
در ميان ياران على عليه السلام از ميان كسانى كه پيغمبر شهادت به بهشتى بودنشان داده بود ، افرادى بودند كه عقيده داشتند عثمان بدليل بدعتهايش مستحق قتل است .
نصر بن مزاحم در كتاب خود ( صفين ) نقل مىكند : عمار در يكى از روزهاى جنگ صفين در ميان دوستان خود ايستاد و گفت : اى بندگان خدا با من بياييد تا نزد مردمى برويم كه از شخص ستمكارى خونخواهى مىكنند و جمعى از نيكان مخالف ظلم و ستم و آمرين به نيكى و احسان او را كشتهاند . اين مردم اگر دنيايشان آباد باشد باكى ندارند ، هر چند دين اسلام را در حال نابودى ببينند اگر به ما بگويند چرا عثمان را كشتيد خواهيم گفت : بدليل بدعتهايى بود كه ايجاد كرد هر چند آنها خواهند گفت : هيچ بدعتى ايجاد نكرده است . البته آنها حق دارند منكر شوند ، زيرا عثمان بيتالمال را در اختيار آنها گذاشته بود ، مىخوردند و مىچريدند و اگر كوهها بر سرشان فرود مىآمد باكى نداشتند . « 1 »
هامش
( 1 ) . صفين ، ص 319 .