هنگامى كه مرد بزرگوارى مانند عمار كه به يقين از بهشتيان بود ، اقرار به شركت در قتل عثمان مىكند و دليل آن را بدعتهاى خطرناك او مىداند ، روشن است كه امام اجازه نمىدهد اين گونه افراد از مهاجران و انصار و تابعان به دست معاويه داده شود تا آنها را به قتل برساند .
ريشههاى قيام مسلمانان عليه عثمان را در پنج امر مىتوان جستجو كرد :
1 . تعطيل شدن حدود و موازين الهى در دوران خليفهء سوم .
2 . تقسيم بيتالمال در ميان بنىاميّه .
3 . مسلط ساختن بنىاميّه بر مراكز حساس اسلامى .
4 . ضرب و جرح ياران پيامبر صلى الله عليه و آله همچون عبداللَّه بن مسعود و عمار ياسر .
5 . تبعيد شخصيتهايى مانند ابوذر ، مالك اشتر ، صعصعة بن صوحان و برادرش و عمرو بن حِمَق خُزاعى .
موج مخالفت با عثمان و اعتراض بر او چندان شديد و گسترده بود كه حتى افرادى همچون عبدالرحمن بن عوف كه پيروزى عثمان در شوراى شش نفرهء عمر ، مرهون ابتكار و خدعهء او بود ، عليه وى به اعتراض برخاستند . عبدالرحمن به همين جهت تا پايان عمرش با خليفه سخن نگفت و حتى وقتى عثمان در دوران بيمارى او براى عيادتش آمده بود از خليفه روى برگردانيد و حاضر به سخن گفتن با وى نشد . « 1 »
در اين ميان عايشه همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيش از ديگران اعمال عثمان را تخطئه مىكرد و حتى پس از ضرب عمار ياسر كه به دستور عثمان صورت گرفت ، عايشه جامه و كفش پيامبر صلى الله عليه و آله را بيرون آورد و گفت : مردم ! هنوز لباس و كفش پيامبر صلى الله عليه و آله فرسوده نشده است اما شما سنّت او را فراموش كردهايد .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف بلاذرى ، ج 5 ، ص 57 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 113 ؛ العقد الفريد ، ج 2 ، ص 258 و 261 و 272 .