اين جملهء عايشه معروف است كه در مورد عثمان مىگفت : « اقْتُلُوا نَعْثَلًا قَتَلَ اللَّهُ نَعْثَلًا ؛ اين پير كفتار را بكشيد كه خدا او را بكشد » . « 1 »
همچنين از زمرهء مخالفان عثمان بايد از طلحه و زبير نام برد كه بيش از همه از او انتقاد مىكردند و جاى بسى شگفتى است كه بعدها آن دو به همراهى عايشه براى خونخواهى عثمان ، بر ضد خليفهء بر حق رسول خدا صلى الله عليه و آله يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام كه خود با او بيعت كرده بودند ، جنگ جمل را به راه انداختند .
به هر حال تعداد كسانى كه با گفتار خود بر ضد عثمان شوريدند و مقدمات قتل او را فراهم ساختند بيش از آن است كه در اينجا نام برده شوند .
عوامل پنجگانهء بالا سبب شد كه از مراكز اسلامى مهم آن روز ؛ مانند كوفه ، بصره و مصر افراد زيادى از مردم به عنوان آمر به معروف و ناهى از منكر رهسپار مدينه شوند و با ديگر همفكران خود چارهاى براى توبه و بازگشت خليفه به اسلام واقعى يا كنارهگيرى او از خلافت بينديشند . آنان خانهء خليفه را محاصره كرده و ضمن نامهاى خواستار توبهء او شدند .
عثمان كه از عمق اعتراض آگاه نبود كوشيد تا با واسطه قرار دادن افراد بدنامى همچون مغيرة بن شعبة و عمرو عاص غائله را پايان دهد ؛ ولى مردم آنها را نپذيرفته و بر ضد آنان شعار دادند .
پس از اين بود كه عثمان چند بار دست به دامان امير المؤمنين عليه السلام شد و حضرت نيز هر بار با تدابير حكيمانهء خويش اوضاع را آرام مىكرد ؛ ولى متأسفانه عثمان كه فاقد ارادهء قوى بود و به شدت تحت تأثير اشخاص فاسدى همچون مروان بن حكم قرار گرفته بود و در هر كارى با آنان مشورت مىكرد ، عملًا به تلاشهاى امير المؤمنين عليه السلام وقعى ننهاد .
هامش
( 1 ) . النهاية ابن اثير الجزرى ، ج 5 ، ص 80 و شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 77 و ج 6 ، ص 215 .