هراسيدند ؛ اما انسان آن را بر دوش كشيد ؛ او بسيار ظالم و جاهل بود . ( چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت ) » .
اين آيه شريفه مىگويد : « ما در آغاز امانت الهى را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه داشتيم ؛ و آنها از بيم قبول مسئوليت ، آن را نپذيرفتند ؛ ولى انسان بار اين امانت را بر دوش كشيد و ظالم و جاهل بود » .
نكتهها
1 - دو مطلب مهم و پيچيده
در اين آيه دو نكتهء مهم و پيچيده وجود دارد : نخست اينكه منظور از اين امانت الهى كه آنقدر سنگين بود كه آسمان و زمين و كوهها از پذيرش آن سرباز زدند ، چيست ؟
بسيارى از مفسّران آن را همان تكليف الهيّه و اوامر و نواهى و ايمان و از جمله ولايت معصومين مىدانند و عدم پذيرش آن از سوى آسمان و زمين به دليل عدم استعداد آنها براى پذيرش اين مسئوليت بود ، بنابراين عرضه داشتن اين تكليف الهى بر آنها به زبان حال بوده است ، هرچند بعضى معتقدند خداوند در آن زمان عقل و هوش كافى براى مخاطب شدن به دين خطاب را به آنها عطا فرمود ؛ ولى به هرحال انسان با دارا بودن استعداد فوق العادهء الهى آن را پذيرا شد .
به يقين اين افتخار بزرگى براى انسان است كه مخاطب به اوامر و نواهى الهى است و لذا روز بلوغ خود را جشن مىگيرد .
از همين رو « ظلوم و جهول » را به پايان كار تفسير كردهاند يعنى در پذيرش اين بار امانت ظلوم و جهول نبود ، بلكه در اداى حقّ آن بر خويشتن ظلم كرد و قدر مقام خود را ندانست و به آن جاهل بود .
اين روشنترين تفسيرى است كه مىتوان براى آيهء فوق كرد ؛ ولى اين تفسير از دو