جملههاى بعد از آن به خوبى نشان مىدهد كه هدف از ذكر امانت در اينجا ، همان مفهوم عام است ، چون در تعقيب اين جمله ، امام مىفرمايد : « اين امانت بر آسمانهاى برافراشته و زمينهاى گسترده و كوههاى مرتفع كه از آنها طولانىتر و عريضتر و برتر و بزرگتر پيدا نمىشود ، عرضه شد ( ولى آنها قدرت تحمّل آن را نداشتند و آن را نپذيرفتند ) » ؛ ( إنّها عرضت على السّماوات المبنيّة « 1 » ، و الأرضين المدحوّة « 2 » ، و الجبال ذات الطّول المنصوبة ، فلا أطول و لا أعرض ، و لا أعلى و لا أعظم منها ) .
سپس مىافزايد : « و اگر بنا بود چيزى به واسطهء طول و عرض و قوّت و قدرتى كه دارد از پذيرش امانت امتناع ورزد ، به يقين آسمان و زمين و كوهها امتناع مىكردند ؛ ولى آنها ( نه به جهت غرور و قدرت بلكه ) از عقوبت الهى ( به سبب عدم اداى حق آن ) وحشت داشتند و آنچه را كه موجودى ناتوانتر از آنها - يعنى انسان - از آن بىخبر بود درك كردند ( آرى ) انسان ، ستمگر و نادان بود » ؛ ( و لو امتنع شيء به طول أو عرض أو قوّة أو عزّ لا متنعن ؛ و لكن أشفقن من العقوبة ، و عقلن ما جهل من هو أضعف منهنّ ، و هو الإنسان ،
« إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
) .
اين كلام امام اشاره به همان چيزى است كه در آيهء 72 سورهء احزاب آمده است كه مىفرمايد : «
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
ما امانت ( تعهّد ، تكليف و ولايت الهى ) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم . آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن
هامش
( 1 ) . « مبنيّة » از ريشهء « بناء » گرفته شده كه مفهوم آن روشن است و چون وجود بناء در ساختار زمين و آسمان مطلب واضحى است ، نياز به بيان ندارد ؛ بر اين اساس اين واژه اشاره به مفهوم مهمترى مىكند و آن بلندى و رفعت و عظمت بناست .
( 2 ) . « مدحوّه » از ريشهء « دحو » بر وزن « محو » به معناى گستردن گرفته شده است و منظور از « دحو الارض » اين است كه در آغاز - همانگونه كه علم زمينشناسى نيز تأكيد مىكند - تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فراگرفته بود ؛ اين آبها تدريجا در گودال زمين جاى گرفتند و خشكىها از زير آب سر برآورد و زمين آمادهء سكونت انسانها شد .