همهء برنامهها ابتر و بىنتيجه خواهد بود ، مىفرمايد : « سپس ( خداوند ) اداى امانت ( را بر عهدهء انسانها گذارد ) به راستى آنكس كه از اهل آن نيست ، نااميد و ناكام خواهد شد » ؛ ( ثمّ أداء الأمانة ، فقد خاب من ليس من أهلها ) .
در اينكه منظور از اداى امانت در اينجا چيست ؟ بعضى از شارحان براى آن محدوديت قائل شده و آن را به معناى ولايت و امامت ، يا مانند آن دانستهاند ، در حالى كه قرار گرفتن اداى امانت بعد از نماز و روزه ، نشان مىدهد كه مفهوم عامّى از آن اراده شده است ، زيرا اداى امانت پايهء همهء فعاليتهاى مثبت اجتماعى است كه اگر خيانت در امانتها راه يابد ، اعتماد همگان متزلزل مىشود ، همكارى اجتماعى از ميان مىرود و محيطى مملوّ از سوء ظن و فساد و نابسامانى به وجود مىآيد ، لذا در روايتى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه فرمود : « إنّ اللّه عزّ و جلّ لم يبعث نبيّا إلّا بصدق الحديث و أداء الأمانة إلى البرّ و الفاجر ؛ خداوند متعال هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اينكه راستگويى و اداى امانت به خوبى و بدان ، جزو برنامههاى او بود » . « 1 »
در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىخوانيم : « الأمانة تجلب الغنى و الخيانة تجلب الفقر ؛ امانت بىنيازى و ثروتمندى مىآورد و خيانت فقر و نادارى » . « 2 »
شايسته است توجه شود كه امانت دو معنا دارد ؛ معنايى خاص كه شامل امانتهاى مالى مردم مىشود كه نزد يكديگر مىسپارند و حفظ آن از اوجب واجبات است و ديگر معناى عام كه شامل هرگونه موهبت و مسئوليت الهى مىشود . به اين ترتيب عمر ما ، فرزندان ما ، كشور ما ، مقامات اجتماعى و حكومتهاى الهى همه ، اماناتى است كه به ما سپرده شده و بايد در آن خيانت نشود .
اين مفهوم عام هم شامل امانتهاى مادى مردمى و هم امانتهاى الهى و معنوى مىشود و حفظ همهء آنها از اركان دين است كه امام بعد از بيان نماز و زكات به آن پرداخته است .
هامش
( 1 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 104 .
( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 72 ، صفحهء 114 .