مىدارد و طبعا نسبت به گذشته نيز دعوت به توبه مىنمايد .
امام عليه السّلام در ادامهء سخن در ششمين استدلال خود به آيهء ديگرى در قرآن مجيد كه مقام والاى نمازگزاران را بيان مىكند استناد مىجويد و مىفرمايد : « گروهى از مؤمنان كه زينت متاع دنيا و فرزندان اموالى كه مايهء چشمروشنى است آنها را به خود مشغول نداشته ، حق نماز را خوب شناختهاند . خداوند سبحان دربارهء آنها مىفرمايد : « آنها مردانى هستند كه تجارت و بيع آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زكات باز نمىدارد » ؛ ( و قد عرف حقّها رجال من المؤمنين الّذين لا تشغلهم عنها زينة متاع ، و لا قرّة عين من ولد و لا مال . يقول اللّه سبحانه :
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ »
« 1 » ) .
بايد توجه داشت كه آيهء فوق به فاصلهء يك آيه از آيهء نور در قرآن مجيد واقع شده و در آيهء قبل از آن سخن از بيوت مرتفعى است كه نور پرفروغ الهى در آن مىدرخشد و صبح و شام در آن تسبيح و تحميد خدا مىشود و رجالى كه در آيهء مورد بحث به آن اشاره شده ، همانند پاسداران نور الهى هستند كه زرقوبرق دنيا آنها را به خود مشغول نمىكند و از ياد خالق و كمك به خلق بازنمىدارد .
سرانجام در بيان هفتمين و آخرين دليل براى اهميّت نماز اشاره به برنامهء پيامبر اكرم كه برگرفته از قرآن مجيد است كرده ، مىفرمايد : « رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خويش را براى نماز به تعب و مشقّت مىانداخت ، زيرا خداوند به او فرموده بود : « خانوادهء خويش را به نماز دعوت كن و در برابر آن شكيبا باش » ( زيرا نماز كليد ورود به بهشت است ) لذا آن حضرت پىدرپى اهل بيت خود را به نماز دعوت مىكرد و خود را بر آن وادار مىكرد ( و در انجام آن اصرار و شكيبايى داشت ) » ؛ ( و كان رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - نصبا « 2 » بالصّلاة بعد التّبشير له بالجنّة ، لقول اللّه سبحانه :
« وَ أْمُرْ أَهْلَكَ »
هامش
( 1 ) . نور ، آيهء 37 .
( 2 ) . « نصب » بر وزن « خجل » به معناى خسته و فرسوده است و صفت مشبّهه از ريشهء « نصب »