« لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً »
و از آن مهمتر اينكه اين ويژگى قرآن هرگز به خمود و خاموشى و پنهانى نمىگرايد .
در جملهء هفتم قرآن تشبيه به بنايى شده است كه اركان و ستونهاى آن چنان مستحكم است كه هرگز ويران نمىشود و اين اشاره به جاودانگى تعليمات قرآن است . « 1 »
در جملهء هشتم به تشبيه ديگرى برخورد مىكنيم ؛ قرآن با داروى شفابخشى تشبيه شده كه هيچ آثار زيانبارى ندارد ، زيرا مىدانيم غالب داروها به مضمون « ليس من دواء إلّا و يهيّج داء ؛ هيچ دارويى نيست مگر اينكه اگر يك بيمارى را بر طرف مىسازد بيمارى ديگرى را مىآفريند » « 2 » آثار منفى مختلفى دارند ؛ ولى قرآن دارويى است كه سرتاپا مثبت و شفابخش است .
تعبير به « شفاء » دربارهء قرآن در خود قرآن آمده است ؛ در آيهء 57 سورهء « يونس » مىخوانيم : «
« قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ »
از سوى پروردگار شما اندرزى براى شما آمد و چيزى كه شفابخش بيماريهاى ( اخلاقى ) در سينههاست » .
در آيهء 82 سورهء « اسراء » آمده است : «
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ »
و از قرآن آنچه شفاء و رحمت است براى مؤمنان نازل مىكنيم » .
حتى از بسيارى از روايات معصومين استفاده مىشود كه قرآن مجيد اضافه بر اينكه درمان بيماريهاى عقيدتى و اخلاقى است ، درمان بيماريهاى جسمانى نيز هست . از جمله در روايات در مورد تأثير بسيار مثبت سورهء « حمد » براى بيماريهاى ظاهرى تأكيد شده است .
در تفسير كنز الدقائق و ديگر تفاسير در تفسير سورهء حمد روايات متعددى در اين زمينه آمده است . مرحوم كلينى نيز در جلد دوم اصول كافى در باب فضل القرآن ، روايات
هامش
( 1 ) . در نسخهء نهج البلاغهء « صبحى صالح » به جاى « بنيان » « تبيان » آمده است ؛ ولى جمعى از شارحان در متن همان « بنيان » را ذكر كردهاند و متناسب با « لا تهدم اركانه » همين است .
( 2 ) . الكافى ، جلد 8 ، صفحهء 273 ، حديث 409 .