أعوانه ) .
جملهء اوّل و دوم در واقع برگرفته از آياتى است كه قرآن مجيد را به نور تشبيه كرده است ؛ در آيهء 15 مائده مىخوانيم : «
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ »
از سوى خدا نور و كتاب آشكارى براى شما آمد . . . » ، زيرا قرآن مجيد جادههاى تاريك زندگى را روشن مىسازد و راه را از بيراهه و پرتگاه ، نشان مىدهد و كاروان جامعهء انسانى را در بيابان پرفراز و نشيب اين جهان به سوى مقصد ؛ يعنى سعادت دنيا و آخرت رهنمون مىگردد .
جملهء سوم ( و بحرا لا يدرك قعره ) اشاره به اسرار پنهانى و دقايق علوم است كه در قرآن مجيد وجود دارد و فراتر از انديشههاست و جز خاصّان درگاه الهى به آن نمىرسند .
در احاديث اسلامى به بطون متعدد قرآن مجيد اشاره شده است .
تعبير به « منهاج » در جملهء چهارم در مورد قرآن با توجه به اينكه منهاج به معناى جاده واضح و روشن و مستقيم است كه رهروان آن گمراه نمىگردند - اشاره به اين است :
كسانى كه از اين طريق واضح و صراط مستقيم الهى بهره گيرند هرگز گرفتار گمراهىها نمىشوند .
در جملهء پنجم اشارهاى ديگرى به نورانيّت قرآن شده است ، از اين نظر كه شعاعش جاودانى است و هرگز زايل نمىگردد ، همانگونه كه قرآن دربارهء خودش مىگويد : «
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
هيچگونه باطل ( و باطلكنندهاى ) نه از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمىآيد ، زيرا از سوى خداوند حكيم و حميد نازل شده است » . « 1 »
در جملهء ششم اشاره به نكتهء مهم ديگرى مىكند و آن اينكه قرآن ، فرقان است ؛ يعنى به هنگامى كه حق و باطل به هم آميخته شود ، آنچه مطابق قرآن است ، حق و آنچه مخالف آن است باطل است و به اين ترتيب ، حق را از باطل جدا مىسازد . تعبير به فرقان دربارهء قرآن در آيهء اوّل سورهء فرقان آمده است
« تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ »
هامش
( 1 ) . فصّلت ، آيهء 42 .