شايستهتر نيست ؟ علم و آگاهى از يك سو ، فداكارى بىنظير از سوى ديگر ، قرب به رسول اللّه از سوى سوم و وصيت به غسل و كفن و دفن از سوى چهارم ، همهء اينها امتيازاتى است كه هرگاه در كفهء ترازو گذارده شود ، بر همهچيز ترجيح پيدا مىكند .
سپس حضرت نتيجهگيرى ديگرى كرده ، مىفرمايد : « بنابراين با بينش خود حركت كنيد و صدق نيّت خود را در جهاد با دشمن اثبات نماييد ، زيرا به خدايى كه معبودى جز او نيست سوگند كه من در جادهء حق قرار دارم و آنها ( مخالفان من ) در لغزشگاه باطلاند » ؛ ( فانفذوا على بصائركم ، و لتصدق نيّاتكم في جهاد عدوّكم . فو الّذي لا إله إلّا هو إنّي لعلى جادّة الحقّ ، و إنّهم لعلى مزلّة « 1 » الباطل ) .
امام در واقع منطق منظّمى را كه به صورت علّت و معلولهاى زنجيرهاى است در اين خطبه دنبال كرده است ؛ نخست قرب و فداكارى خود را به پيامبر در حال حيات و نزديكى خود را بعد از وفات به آن حضرت ثابت كرده و به دنبال آن شايستگى خويش را براى احراز مقام خلافت ، از همه بيشتر مىشمرد . سپس به نتيجهگيرى نهايى پرداخته ، همه را دعوت به جهاد با دشمن مىكند كه منظور در اينجا مبارزه با معاويه و لشكريانش اوست و به آنها اطمينان خاطر مىدهد كه راه حق همين است . « 2 »
تعبير به « جادة الحقّ و مزلّة الباطل » تعبير جالب و حساب شدهاى است ، زيرا حق همچون جادهء مستقيم و روشنى است كه انسان را به مقصد مىرساند ؛ ولى باطل ، جاده نيست ، بلكه لغزشگاه و پرتگاه است .
سرانجام امام عليه السّلام خطبه را با دو جملهء ديگر پايان مىدهد ، مىفرمايد : « من سخنانم را آشكارا مىگويم و همگى مىشنويد ( و به همهء شما اتمام حجّت مىكنم ) و براى خود و
هامش
( 1 ) . « مزلّة » از ريشهء « زلل » بر وزن « ضرر » به معناى لغزش گرفته شده ، اسم مكان و به معناى لغزشگاه خطرناك است .
( 2 ) . مرحوم علامهء شوشترى در شرح نهج البلاغهء خود ( جلد 4 ، صفحهء 88 ) مىنويسد : اين خطبه از خطبههايى است كه مطابق نقل نصر بن مزاحم در كتاب صفّين ، امير مؤمنان على عليه السّلام آن را در صفّين ايراد كرد .