خداست و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود شما به عقب ( به دوران جاهليّت و كفر ) بازمىگرديد . . . » . « 1 »
در اين هنگام مردم گفتار او را پذيرفتند ، و عمر گفت : گويا تاكنون آيهاى را كه ابو بكر تلاوت كرد ، نشنيده بودم . « 2 »
اختلاف چهارم در مورد محل دفن پيامبر بود ، مهاجران مكّه مىخواستند جسد حضرت را به مكّه ببرند ، چون زادگاه او بود و انصار مدينه مىخواستند در مدينه دفن شود ، چون دار الهجرة بود . گروهى علاقه داشتند حضرت را به بيت المقدس ببرند كه محل دفن انبياست . سپس همگى اتفاق بر اين كردند كه در مدينه دفن شود چون روايتى از آن حضرت بود كه « الأنبياء يدفنون حيث يموتون ؛ پيامبران در همانجا كه از دنيا مىروند بايد دفن شوند » . « 3 »
پنجمين اختلاف در مسئلهء امامت بروز كرد كه به گفتهء همين دانشمند مهمترين اختلاف بين امت ، اختلاف در امامت و خلافت بود : « إذ ما سلّ سيف في الإسلام على
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 144 .
( 2 ) . از تاريخ طبرى استفاده مىشود كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ابو بكر در « سخ » يكى از آباديهاى اطراف مدينه بود ، هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله از دنيا رفت عمر برخاست و گفت : گروهى از منافقان گمان مىكنند پيامبر مرده است به خدا سوگند او نمرده و به سوى پروردگارش رفته است ، همانگونه كه موسى بن عمران چهل شب رفت و سپس بازگشت ( پيامبر هم بازمىگردد ) ابو بكر باخبر شد و به خانهء پيامبر اكرم رفت و از رحلت او آگاه شد و به مسجد بازگشت ، عمر همچنان براى مردم سخن مىگفت او رشتهء سخن را به دست گرفت و گفتارى را كه در بالا ذكر كرديم بيان نمود ( تاريخ طبرى ، جلد 2 ، صفحهء 442 حوادث سنهء 11 ) .
بعضى معتقدند هدف عمر از اين گفتوگوها اين بود كه مردم را مشغول كند تا ابو بكر خود را در ميان جمع حاضر كند و مسئلهء خلافت را سامان دهد .
( 3 ) . در منابع حديث اهل بيت آمده است كه على عليه السّلام فرمود : شريفترين موضع همان موضعى است كه خداوند پيامبرش را در آنجا قبض روح كرده ، و به همين دليل آن حضرت در همان خانهء خودش دفن شد .
( كامل بهايى ، جلد 1 ، صفحهء 285 ، تأليف عماد الدين طبرى ) .