استمنحوه « 1 » ، فما قطعكم عنه حجاب ، و لا أغلق عنكم دونه باب ) .
اشاره به اينكه فيض از مبدأ فيّاض آماده شده ، اكنون نوبت شماست كه دست طلب به دامان لطفش بزنيد و درهاى رحمتش را بگشاييد و رستگارى را از او بطلبيد و مىدانيم هنگامى كه فاعليت فاعل با قابليت قابل بياميزد نتيجه قطعى و حتمى است .
حضرت بر خلاف پندار بتپرستان و مشركان و پيروان آنها در عصر و زمان ما ، كه گمان مىكنند مستقيما نبايد به درگاه خدا رفت ، بلكه بايد غير او را پرستيد تا او راه را بگشايد ، مىفرمايد : هيچ رادع و مانعى بر سر راه نيست و همهء بندگان مىتوانند به درگاه خدا بروند و اگر گاهى از آبروى شفيعان بهره مىگيرند آن هم تأكيد ديگرى است بر ارتباط مستقيم به ذات پاك خدا و عمل به دستور او .
آنگاه در توضيح اين سخن اشاره به سه نكتهء ديگر مىكند و تفاوت عطا و بخشش الهى را با ديگران در اين سه نكته روشن مىسازد و مىفرمايد : « او در همهجا و در هر لحظه و با هركس از انس و جنّ همراه است . نه بخشش از دارايىاش مىكاهد و نه عطايا آسيبى به خزاين او مىرساند . نه درخواستكنندگان ، نعمتش را تمام مىكند و نه بهرهمندان از عطايش ، به مواهب او پايان مىدهند » ؛ ( و إنّه لبكلّ مكان ، و في كلّ حين و أوان ، و مع كلّ إنس و جانّ ؛ لا يثلمه « 2 » العطاء ، و لا ينقصه الحباء « 3 » ، و لا يستنفده سائل ، و لا يستقصيه نائل ) .
به اين ترتيب ، خداوند بخشندهاى است كه در همهجا حضور دارد و دست همهء نيازمندان به دامان كبريايىاش مىرسد ، بلكه در همهجا با هركسى همراه است و از
هامش
( 1 ) . « استمنحوا » از ريشهء « منح » بر وزن « منع » در اصل به معناى واگذار كردن شير حيوان به خود حيوان است . سپس به هرگونه عطيّه و بخشش اطلاق شده ، بنابراين استمناح به معناى طلب عطاياست .
( 2 ) . « يثلم » از ريشهء « ثلم » بر وزن « صبر » و « ثلمه » بر وزن « ضربه » در اصل به معناى لبهء چيزى شكستن است . سپس به هركارى كه صدمهاى بر كسى يا چيزى وارد كند اطلاق شده است .
( 3 ) . « حباء » از ريشهء « حبو » بر وزن « ختم » در اصل به معناى بخشش چيزى بدون انتظار پاداش است و در جملهء بالا نيز به همين معناست .