به يقين خداوند حكيم و دانا هرگز كارى عبث و بيهوده انجام نمىدهد ، گرچه منافع و سودهاى افعال خدا به خدا بازنمىگردد ، چون او بىنياز مطلق است ؛ ولى به يقين افعال او آثار و بركاتى دارد كه به بندگانش باز مىگردد .
چون داشتن هادى و راهنما ، نخستين شرط براى وصول به هدف است ، به دنبال جملهء « لم يخلقكم عبثا » جملهء « لم يرسلكم هملا » آمده است ، زيرا ارسال در اينگونه موارد به معناى رها ساختن و « همل » در اصل به گلهء بىچوپان گفته مىشود . بدين ترتيب ، مسئوليت انسان با اين اشاره در برابر اهداف آفرينش و هدايت رهبران ، روشن مىگردد .
در قسمت دوّم مىفرمايد : « خدا از مقدار و اندازه نعمتهايش بر شما آگاه است و مراتب احسان و نيكى خود را بر شما شماره فرموده است ( و همه كارهايش از روى حكمت است ) » ؛ ( علم مبلغ نعمه عليكم ، و أحصى إحسانه إليكم ) .
نعمت و احسان ، شامل تمام نعمتهاى مادى و معنوى و حتى استعدادهاى گوناگون درونى مىشود و اين بدان معناست كه مردم از نعمتهاى او بهره گيرند و طريق ناسپاسى پيش نگيرند و نعمتهاى الهى را بيهوده به هدر ندهند و از سستى و تنبلى در بهرهگيرى از آن بپرهيزند و بدانند براى رسيدن به هدف آفرينش و كمال مطلوب ، همهء اسباب و وسائل آماده است .
آنگاه سومين مطلب را عنوان مىكند و مىفرمايد : « حال كه چنين است ( و همهء وسائل سعادت آماده شده ) از او درخواست گشايش و پيروزى بطلبيد ، دست نياز را به سوى او دراز كرده و عطا و بخشش را از او بخواهيد ، چرا كه ميان شما و او حجابى نيست و درى بين او و شما بسته نشده است » ؛ ( فاستفتحوه « 1 » ، و استنجحوه « 2 » ، و اطلبوا إليه و
هامش
( 1 ) . « استفتحوا » از ريشهء « فتح » در اصل به معناى گشودن است ، بنابراين استفتاح به معناى طلب گشايش و فتح و يارى است .
( 2 ) . « استنجحوا » از « نجاح » در اصل به معناى سهل و آسان شدن و به مقصود رسيدن است .