الظّهور عن البطون ) .
اين جملههاى هفتگانه ، از يكسو تشويقى است براى بندگان كه هرچه مىخواهند از او بخواهند و بدانند . اگر همهء مخلوقاتى كه در پهنهء جهان آفرينش وجود دارند ، دست به دعا بردارند و همزمان خواستههايى را مطرح كنند ، او از همهء خواستههاى اين افراد آگاه و باخبر است . چيزى كه در غير خداوند مطلقا ديده نمىشود ، حتى گاه سؤال يك نفر آنها را از سؤال نفر دوم غافل مىكند .
از سوى ديگر ، هشدارى است به همهء بندگان ، كه مراقب حضور ذات پروردگار در همه حال باشند و بدانند همانگونه كه نعمت و عطايش بىپايان است و هيچ خوانندهاى از در او بىمقصود بازنمىگردد ، همچنين رحمتش مانع غضب ، و نعمتش مانع كيفر بدكاران و ظالمان نيست و آنچه در خلوت و جلوت و آشكار و نهان انجام مىدهند براى او نمايان است . اساسا آشكار و نهان ، دور و نزديك دربارهء آن ذات نامتناهى ، مفهوم ندارد . اين مخلوقانند كه محدودند و دور و نزديك و آشكار و نهان دارند .
آنگاه امام عليه السّلام با ذكر هفت جملهء ديگر مربوط به اوصاف خداوند متعال ، آنچه را در جملههاى قبل آمد تشريح كرده و بر آن تأكيد مىنهد و مىفرمايد : « او نزديك است و در عين حال دور ، بلند مرتبه است و در همان حال نزديك ، آشكار است و پنهان و پنهان است و آشكار . همه را ( در برابر اعمالشان ) جزا مىدهد و كسى به او جزا نخواهد داد . در آفرينش مخلوقات نياز به فكر و انديشه نداشته ، و به جهت خستگى از كسى كمك نخواسته است » ؛ ( قرب فنأى ، و علا فدنا ، و ظهر فبطن ، و بطن فعلن ، و دان « 1 » و لم يدن . لم يذرء « 2 » الخلق باحتيال ، و لا استعان بهم لكلال « 3 » ) .
هامش
- بچهاى كه در رحم مادر است جنين گفته مىشود و باغهايى را كه زمينش پوشيده از درختان است « جنّت » مىگويند .
( 1 ) . « دان » از ريشهء « دين » بر وزن « غير » گاه به معناى وام دادن و گاه به معناى جزا دادن آمده و در اينجا منظور معناى دوم است .
( 2 ) . « لم يذرأ » از « ذرأ » بر وزن زرع ؛ يعنى آفريدن .
( 3 ) . « كلال » معناى مصدرى و اسم مصدرى دارد و مفهوم آن خسته شدن و خستگى است .