آرى هركدام از آنها در مجلسى به مدّاحى و ثناخوانى ديگرى مىپردازد و صفاتى را كه هرگز در او وجود ندارد برمىشمرد ، به اين قصد كه او هم در مجلس ديگرى همينگونه از او مدح و ثناى دروغين بگويد . هرگز مدح و ثناى آنها به نيّت حقگويى و تقدير از پاكان و نيكان نيست ، بلكه هدف آن است كه شبيه آن دروغها را در حق خود بشنود .
جملهء « يتراقبون الجزاء » نيز تأكيدى بر اين مطلب و يا چهرهء ديگرى از اين خلق و خوى زشت است ؛ يعنى هرگز خدمت بىريايى به كسى نمىكنند ، بلكه دائما در برابر خدمت انتظار خدمت دارند ؛ نه فقط در ثناخوانى در همهجا و در هركار .
سرانجام امام عليه السّلام اين بخش را به بيان سه قسمت ديگر از رذائل اخلاقى منافقان پايان مىبخشد و مىفرمايد : « هرگاه چيزى را طلب كنند اصرار مىورزند ، اگر كسى را ملامت كنند پردهدرى مىكنند ، اگر مقامى به آنها سپرده شود راه اسراف پيش مىگيرند » ؛ ( إن سألوا ألحفوا « 1 » ، و إن عذلوا « 2 » كشفوا ، و إن حكموا أسرفوا ) .
نياز انسانها به يكديگر قابل انكار نيست و گاه اين نياز سبب مىشود كه انسان چيزى يا حلّ مشكلى را از ديگر بخواهد ؛ ولى اصرار كردن ، كار زشتى است ، زيرا ممكن است طرف نخواهد يا نتواند آن كار را انجام دهد و با آن خواسته موافقت نمايد و از اصرار شرمنده و ناراحت شود . قرآن مجيد در اوصاف مؤمنان نيازمند و تهىدست مىفرمايد : «
« لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً »
آنها هرگز با اصرار چيزى از مردم تقاضا نمىكنند » « 3 » ؛ ولى منافقان مىخواهند به مقصود خود برسند ، هرچند ديگرى را مأخوذ به حيا كنند و مجبور سازند كه بر خلاف ميلش عمل كند .
همچنين اگر به اصطلاح بخواهند كسى را نصيحت و امر به معروف كنند كارى مىكنند كه در ميان جمع آبرويش بريزد ، در حالى كه اسلام دستور مىدهد اين كار با
هامش
( 1 ) . « الحفوا » از « الحاف » به معناى اصرار و الحاح براى طلب چيزى است .
( 2 ) . « عذلوا » از « عذل » بر وزن « هزل » به معناى ملامت كردن است .
( 3 ) . بقره ، آيهء 273 .