دشمنان از هيچ كارى كه فكر مىكردند به شكست اسلام و پيامبر بينجامد خوددارى نكردند ؛ ولى خدا مىخواست اين نور الهى خاموش نشود و روزبهروز درخشش بيشترى پيدا كند ، لذا نقشههاى آنها را نقشبرآب كرد و آتشهايى را كه افروخته بودند ، با باران لطف و عنايتش خاموش ساخت و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله از اين معركههاى خطرناك پيروز و سربلند برآمد و اسلام ، شرق و غرب جهان را تسخير كرد .
ولى از آنجا كه منافقان داخلى - همان كسانى كه اظهار اسلام كردند و ظاهرا به مسلمانان پيوستند ؛ ولى دلهاى آنها بوى كفر مىداد و مملوّ از عداوت بود - نيز در اين ميان نقش مهمى داشتند و خط آنها همچنان در ميان مسلمانان و حتى در عصر امام عليه السّلام ادامه داشت . امام در ادامهء اين سخن ، هشدار اكيدى به مسلمانان دربارهء خط نفاق مىدهد و در بخش بعد - چنان كه خواهد آمد - اوصاف و خطرات منافقان را شرح مىكند .
ابن ابى الحديد در اينجا نگاهى كوتاه و گذرا به مشكلات و دشواريهايى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در دوران رسالت خود پشتسر گذاشت ، افكنده ، چنين مىگويد :
« كسى كه كتب تاريخ و سيره را مطالعه مىكند ، مىداند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله در راه خدا چه دشواريهايى را تحمل كرد ؛ از استهزاى قريش در آغاز دعوت گرفته تا سنگسار كردن ، تا آنجا كه از پشت پاى او خون فرومىريخت و كودكان را به مخالفت و آزار او وادار مىكردند . شكمبه شتر بر سر او مىريختند . لباس آن حضرت را بر گردنش پيچيده و مىفشردند . او را چند سال در شعب بنى هاشم ( ابو طالب ) محاصره كردند . خريد و فروش با او و مسلمانان اندك آن زمان را تحريم كردند و از ازدواج با آنان و سخن گفتن خوددارى نمودند تا آنجا كه نزديك بود مسلمانان از گرسنگى هلاك شوند ، و اگر بعضى از ارحام و علاقهمندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مخفيانه كمى آرد و خرما در تاريكى شب به آنها نمىرساندند ، از گرسنگى هلاك شده بودند . اصحاب و يارانش را مىگرفتند و مىزدند و در برابر آفتاب به بند مىكشيدند و از خانه خود دور مىساختند تا آنجا كه گروهى مجبور شدند به حبشه مهاجرت كنند و خود پيامبر صلّى اللّه عليه و إله گاهى به قبيله ثقيف و گاهى به بنى عامر و گاه به ربيعه و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 603
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٠٣